۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه

چه حقیقت هیجان انگیز و با شكوهى



Foto: ‎مبارك‌ باد كسی‌ كه‌ بر خداوند توكّل‌ دارد و خداوند اعتماد او باشد. او مثل‌ درخت‌ نشانده‌ بر كنار آب‌ خواهد بود كه‌ ریشه‌های‌ خویش‌ را بسوی‌ نهر پهن‌ می‌كند و چون‌ گرما بیاید نخواهد ترسید و برگش‌ شاداب‌ خواهد ماند و در خشكسالی‌ اندیشه‌ نخواهد داشت‌ و از آوردن‌ میوه‌ باز نخواهد ماند. ارمیاء 17 : 7-8‎


زندگی مسیحی من با درک این حقیقت تکان‌دهنده آغاز می‌گردد که خدای هستی‌بخشِ پر از فیض و رحمت پرده از خود به کناری می‌زند و خود را به من , مخلوق گناهکار و دردمندِ خویش آشکار می‌سازد. چه حقیقت هیجان‌انگیز و باشکوهی! با خدایی آشنا شده ام که دور از دسترس و غیرفعال نیست که خود را در هاله‌ای از ابهام بپوشاند. گویی خداوندی است گریزان از در حجاب ماندن و مخفی بودن و مشتاق این که آفتاب وجودش با درخشش و بدون هیچ حائلی در میان، چشم‌ها را خیره کند. اوج این خودآشکارسازی را در تولد، مرگ و رستاخیز عیسای مسیح وهمینطور در تعمید من , تعمیدئ از آب و روح مقدس خداوند یکتا و با حضور پرجلال عیسای مسیح نشان داده شد. برای من شناخت این خدای هستی بخش و لذت درک و لمسش , و همصحبتی با او سیری ناپذیربود و هست . خدایی که در تک تک سلول های وجودم ریشه دوانده و جز با روح و راستی نمئ توانم او را ستایش کنم .
خداوندی که با خداوند دیروز من منافات دارد. حتما مئ پرسید مگر خدای دیروزم که بود ؟؟؟ خدای دیروزم , خدای ترس بود , فکر می کردم مهربان است اما همیشه از خشمش می ترسیدم و اجازه نزدیک شدن به او را نداشتم ,خدای مجازات گر بود , خدای دروغ مصلحتی ,صیغه , خدایی که از دید او زنها تمکین کننده میل جنسی مردان هستند. خدایی که من فقط می توانستم از طریق پیامبران دروغین و گناهکار در خواست کمک کنم . خدای پیشین من , خدای اسلام , خدای بت پرستی و ظلم و ریا بود .حسین و محمد و 14 معصوم بتهای من بودند و فاطمه زهرا , الگوی من , اما حس عشق و محبت خداگونه در وجودم نبود. نوری در قلبم نبود و امیدی در زندگیم. توبه من حتی اگر واقعی و عمیق بود , بخشش و فیض خداوند شامل حالم نمی شد. اما امروز به واسطه خون بره (عیسی مسیح) نجات و فیض و بخشش خداوند از آن من است. خداوند عیسی مسیح را برای محبت و عشق خالصی که در وجودم ریخته شکر می کنم . عشق و محبتی که در اسلام نبود و این وجه تمایز بسیار بزرگ است .با نگاهی عمیق به فیلم محمد پیامبر و پیامدهای آن که از جانب مسلمانان که منجر به کشتن چندین انسان بی گناه شد, می بینیم که خدای اسلام و مسیحیت بسیار متفاوت است. خدای من , خدای محبت است و نیازی به حمایت من ندارد, چنانکه کلام خدا در مَتّی ۲۱:۵ می گوید :«شنیده‌اید که به پیشینیان گفته شده، ”قتل مکن، و هر‌که قتل کند، سزاوار محاکمه خواهد بود,امّا من به شما می‌گویم، هر‌که بر برادر خود خشم گیرد، سزاوار محاکمه است؛و همینطور درمتی ۳۹:۵ می گوید «مّا من به شما می‌گویم، در برابر شخص شرور نایستید. اگر کسی به گونۀ راست تو سیلی زند، گونۀ دیگر را نیز به‌سوی او بگردان ولی اما چگونه خدای محمد به پیروانش اجازه داده که جان همنوع خود را بگیرد. جز این است که خدای اسلام با ظلم و خونریزی و ترس در وجود مردمش ریشه دوانیده است. ولی من یک مسلمان زاده مسیحی شده , خط بطلان بر تمامی خدایان دروغین می کشم و زندگی جدیدم در عیسی مسیح ادامه می دهم و به امید روزی هستم که مردم عزیز کشورم آزادانه, تنها اجازه شنیدن پیام خوش انجیل را داشته باشند تا بتوانند خدای خود را انتخاب کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر