۱۳۹۳ شهریور ۴, سه‌شنبه

چرا شرارت و رنج وجود دارد؟ - آيا خدا عادل است؟

چرا شرارت و رنج وجود دارد؟ - آيا خدا عادل است؟

 همۀ ما زمانی با خود اندیشیده‌ایم که، "چرا؟ این اصلاً عادلانه نیست! خدایا، چرا اجازه می‌دهی که . . .؟ این سؤالات که بی‌پاسخ مانده و یا جواب نادرستی به آنها داده شده، اغلب به مبنایی برای ردِ نیکویی خدا و یا حتی انکار وجود او تبدیل شده‌اند و می‌توانند مردم را در دامِ ناامیدی و بی‌ایمانی به حال خود رها کنند. سرانجام نیز حاکمیت خدا بر شرارت و رنج را از یاد می‌برند و نمی‌توانند اهداف نیکویی را که خدا برای آنها دارد، ببینند.Evil-Suffering-why
در هیچ‌ جای کتاب‌مقدس به‌اندازۀ کتاب ایوب، عدالت خدا به صورتی دردمندانه به تصویر کشیده نشده است. ایوب برخلاف خسارات و ضایعات شدیدی که بدان مبتلا شده بود، سؤال عمیقی را مطرح می‌کند، سؤالی که همۀ ما به‌هنگام وقوع مصیبت، باید در نظر داشته باشیم: "آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم؟" (ایوب ۱۰:۲).
آیا خدا باعث شرّ است؟
خیر، خدا هرگز نمی‌تواند باعث شرّ باشد. خدا نمی‌تواند هیچ کاری را که در تناقض با شخصیت اوست، انجام دهد. کتاب‌مقدس صراحتاً به ما تعلیم می‌دهد که خداوند نیکوست. چون شرارت، باعث تباهی و تحریف نیکویی است، انجام دادنِ هر عمل شریری برای خداوند غیرممکن است. "زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت راغب باشی، و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد . . . ای عزیز، بدی را سرمشق خود مساز، بلکه از نیکویی سرمشق گیر؛ زیرا نیکوکردار از خداست، امّا بدکردار خدا را ندیده است." (مزمور ۴:۵ و رسالۀ سوم یوحنا، آیۀ ۱۱).
چرا باید به خدایی ایمان داشت که اجازه می‌دهد شرارت وجود داشته باشد؟
سؤالی که در پسِ این پرسش نهفته است و اغلب پرسیده نمی‌شود، این است که آیا واقعاً خدا اهمیتی به این موضوع می‌دهد که من رنج می‌کشم؟ پاسخ به هر دو سؤال می‌تواند به‌طرز واضحی در اعمال خدا دیده شود. خداوند به‌حدی نسبت به رنج شما توجه دارد که با میل خود رنج کشید تا با شما یکی گردد و شما را نجات بخشد. زیبایی صلیب مسیح در این است که خدا داوطلبانه، به‌جای شما، به‌دست مردم شریر رنج کشید. با اینکه شرارت و درد نتیجۀ انتخاب‌های انسان است و نه انتخاب خدا، او خلقت خود را در معرض چیزی قرار نمی‌دهد که خودش تمایلی به تحمل آن ندارد. زمانی که شما دستخوش فقدان، طردشدگی، بیماری، یا درد می‌شوید، به یاد آورید که خدا به‌خاطر تجربۀ خودش می‌داند که شما چه احساسی دارید و با شما رنج می‌کشد. زمانی که خدا انسان گردید، کاملاً وارد انسانیت سقوط‌کرده شده و بنابراین، کاملاً رنج انسان را تجربه کرد، به‌جز اینکه او هرگز گناهی مرتکب نشد (رجوع کنید به رساله به عبرانیان ۱۰:۲).
آیا خداوند نمی‌توانست جهانی عاری از شرارت خلق کند؟
بلی، می‌توانست. با این حال، او می‌دانست که جهانی با آزادی محدودِ اخلاقی، در واقع جهانی پست و پايين‌رتبه است، زیرا ارزشها و فضیلت‌های اخلاقی، زمانی معنا می‌یابند که در کنار متضادهایشان قرار گیرند. شخص تنها زمانی می‌تواند فارغ از اعمال بد نفس خویش باشد که خودخواهی و خودپرستی در تضاد با آن وجود داشته باشد. فراغت از نفس خویش، به‌طور ضمنی بر احتمال وجود خودخواهی دلالت دارد. با غلبه بر خودمحوری، شخصیتِ فرد شکل می‌گیرد و فضایل اخلاقی حاصل می‌شوند. اگرچه خلق کردن جهانی که با شرارت تباه شد، سبب گردید که خدا پسر خویش را برای مغلوب ساختن شرارت قربانی سازد، اما خدا در دانش لایتناهی و مطلق خود می‌دانست که اين دنیا بهترین دنیای ممکن است تا در آن، مردم را برای بهترین، یعنی آسمان، پرورش دهد (رجوع کنید به مکاشفه ۲۱: ۱-۴).
چرا خدا شرارت را نابود نکرده است؟
شرارت مبتنی بر انتخاب‌های درست و نادرست اخلاقی است. بنابراین:
خدا نمی‌تواند شرارت را نابود کند، مگر اینکه ارادۀ آزاد را هم در مخلوقاتش از بین ببرد.
خدا مقرر کرد که ارادۀ آزاد به صلاح و نفع بشریت باشد، وگرنه انسان را آزاد خلق نمی‌کرد، به‌خصوص اینکه می‌دانست گناه رخ خواهد داد و منجر به مرگ پسرش خواهد شد.
اگر خدا ارادۀ آزادِ مخلوقاتِ محبوبش را نابود می‌کرد و یا هرگز ارادۀ آزاد را به آنها عطا نمی‌نمود، بنابراین، از آنها آدم‌آهنی می‌ساخت و چنین اقدامی نمی‌توانست برای خیریت عموم بشریت باشد.
خدا قبلاً برنامه‌ای را برای از بین بردن شرارت آغاز کرده است. نقشۀ او این نیست که شرارت را در این زندگی از بین ببرد، بلکه این است که آن را از طریق مسیح شکست بدهد (رجوع کنید به رسالۀ دوم پطرس ۳:۱).
اگر خداوند نیکوی مطلق و قادر مطلق است، چرا شرارت را پیش‌بینی نکرد و آن را متوقف نساخت؟
خداوند نیکوست. او به انسان ارادۀ آزاد داد و این عمل نیکویی است (مزمور ۱۵:۹۲). خداوند قادر مطلق است. او می‌تواند هر کاری را که منطقی باشد، انجام دهد، اما این غیرمنطقی است که او ارادۀ آزاد را مجاز بشمارد و در عین حال آن را محدود نماید (اشعیا ۴۶: ۱۰-۱۱). شرارت و آثار آن (گناه و رنج) در این دنیا وجود دارد، زیرا انسان‌ها تصمیم گرفتند که ارادۀ آزاد و خدادادی خود را به‌کار گیرند و از خدا نافرمانی کنند (رجوع کنید به رساله به رومیان۲۳:۳).
چرا خدایی نیکو و قادر مطلق اجازه می‌دهد که رنج وجود داشته باشد؟
گاهی اوقات، خدا سبب ایجاد رنج می‌شود تا برکتی را به گروه بیشتری از مردم برساند. عیسی در مورد پولس رسول فرمود: "من به او نشان خواهم داد که به‌خاطر نام من چه مشقت‌ها باید بر خود هموار کند." (اعمال رسولان ۱۶:۹). بعدها، زمانی که پولس ناعادلانه زندانی شد و توان هیچ حرکتی را نداشت، این فرصت را داشت که به مأموران زندان شهادت دهد. در نتیجه، تعداد زیادی از سربازان رومی به مسیح ایمان آوردند (فیلیپیان ۱: ۱۲-۱۴).
گاهی اوقات، خدا اجازه می‌دهد که شرارت و رنج از طریق اين موارد اتفاق بیفتد.
ارادۀ آزاد: دوستان دروغین ایوب او را با اتهامات مداوم مبنی بر اینکه رنج وی ناشی از گناهان اوست، آزرده ساختند (ایوب ۱۹: ۱-۳).
قوانین طبیعت (زلزله، مرگ، و غیره): اندوه ایوب زمانی آغاز شد که یک پیغام‌رسان نزد او آمد و خبر از طوفان وحشتناک و مخربی داد که دختران و پسران او را کشته بود (ایوب ۱: ۱۸-۱۹).
ارواح شریر: خدا به شیطان اعلام کرد که ایوب بی‌تقصیرترین انسان روی زمین است. پس از آن، شیطان به اموال، خانواده و سلامتی جسم ایوب حمله کرد (ایوب ۱: ۱۳-۱۹؛ ۷:۲).
خداوند همیشه هدفی نیکو از رنج کشیدن شما دارد. اهداف خدا می‌توانند به‌طرز گسترده‌ای تغییر کنند. گاهی اوقات، او اجازه می‌دهد که شما در رنج و زحمت بیفتید تا:
گناه شما را عیان سازد.
شخصیت شما را بسازد.
نیکویی بیشتری به ارمغان آورد.
دیدِ شما را تغییر دهد.
آیندۀ شما را برکت دهد.
"ما بردباران را خجسته می‌خوانیم. شما دربارۀ صبر ایوب شنیده‌اید، و می‌دانید که خداوند سرانجام با او چه کرد، زیرا خداوند به‌غایت مهربان و رحیم است." (رسالۀ یعقوب ۱۱:۵).
اگر خداوند نیکو و رحیم است، چرا تقاضاهای کمک را نمی‌شنود؟
خداوند تمامی دعاهای شما را می‌شنود. در واقع، پیش از آنکه از او چیزی بخواهید، او درخواست شما را می‌داند و پاسخ او گاهی اوقات مثبت، گاهی منفی و گاهی صبر کردن است. خدای پدر حتی به عیسی، زمانی که در آستانۀ مصلوب شدن قرار داشت و به پولس رسول، هنگامی که به یک مرض جسمانی مبتلا شده بود، پاسخ منفی داد. هدف پدر از مرگ عیسی، نجات یافتن ما بود. هدف خدا از بیماری مزمن و جسمانی پولس این بود که در وی فروتنی و تواضع به‌وجود آورد. این را دریابید که خداوند همیشه به دعاهای شما برحسب هدفی که برای شما دارد، پاسخ می‌دهد (رجوع کنید به مزمور ۳۴: ۱۷-۱۹).
آیا مردم "مستحق" رنجهای خود هستند؟
بسیاری از اوقات، ما مستقیماً مسئول رنجهایمان نیستیم. در دنیایی مملو از گناه، نیکان و بدکاران، هر دو رنج می‌کشند. کتاب‌مقدس می‌فرماید: "باران خود را بر پارسایان و بدکاران می‌باراند" (انجیل متی ۴۵:۵). اگر شما مسیحیِ واقعی هستید، این وعده را از جانب خدا دارید که رنجهای شما روی زمین، روزی به پایان ‌خواهد رسید. به‌خاطر درد و رنج، به خودتان تلخی راه ندهید. در عوض، به خدا اعتماد کنید، بدانید که او مراقب شماست و صبورانه برای دریافت کمک او انتظار بکشید. خدا حاضر است. هیچ چیزی اتفاق نمی‌افتد که او شما را برای آن آماده نکرده باشد. "انتظار بسیار برای خداوند کشیدم، و به من مایل شده، فریادم را شنید." (مزمور ۴۰‌:‌ ۱).
هدف نهایی خدا از رنج چیست؟
با وجود اینکه رنج، نتیجۀ انسانیتِ سقوط‌کرده است، عالی‌ترین هدف خدا این است که از رنج استفاده کند تا ما را در همۀ کارهایی که می‌کنیم و هرآنچه می‌گوییم، شبیه مسیح سازد. با این حساب، هدف غایی خدا چیست؟ او از رنج برای خیریت و نیکویی ما استفاده می‌کند تا ما را شبیه تنها کسی سازد که حقیقتاً نیکوست! "زیرا آنان را که از پیش شناخت، ایشان را همچنین از پیش معین فرمود تا به شکل پسرش درآیند، تا او فرزند ارشد از برادران بسیار باشد." (رومیان ۲۹:۸).
چه درس‌هایی را می‌توانید از کتاب ایوب فراگیرید؟
با وجود اینکه ایوب مردی نمونه و مثال‌زدنی بود که خداوند او را بی‌عيب می‌خواند، ظرف مدت کوتاهی زندگی وی لبریز از درد و رنج جسمی، ذهنی و روحی شد. مطمئناً، او نمی‌توانست "پشت صحنۀ" زندگی خود را ببیند و همچنین، نمی‌توانست آینده را درک کند. ایوب با احساس ویرانی ناشی از فقدان‌هایش، عذابِ شدیدی که به‌خاطر دردهایش متحمل می‌شد، اتهاماتِ نادرستی که دوستانش به وی نسبت می‌دادند و مطرود شدن کامل توسط خدا، مرگ برایش از زندگی دلنشین‌تر بود. "چرا از رحم مادرم نمردم؟ و چون از شکم بیرون آمدم، چرا جان ندادم؟" (ایوب ۱۱:۳). هنگامی که ایوب از آزمایش سخت و شدید خود عبور کرد، دریافت که خدا همیشه آنجا بوده، او را دوست می‌داشته و همواره نیازهای او را برآورده می‌ساخته است. او افقی فراتر از شرایط خود را دید و بصیرت و بینشی تازه نسبت به عدالت خدا به‌دست آورد. به‌جای اینکه با بیان این پرسش که: "چرا مردمِ خوب رنج می‌کشند"، نیکویی خدا زیر سؤال ببرد، باقی عمر خود را با اعتماد به خدا سپری کرد (ایوب ۴۲: ۵-۶).
خدا چگونه از وجود رنج در زندگی شما استفاده می‌کند؟
چرا خدا اجازه می‌دهد که رنج وجود داشته باشد؟ با پی بردن به این حقیقت که خدا نسبت به وجود رنج ناتوان نیست، بلکه هدفمند است، می‌توانید دام بی‌ایمانی را پشت سر بگذارید. شما هرگز علت همۀ شرارت‌ها و رنجهای این دنیا را به‌طور کامل درک نخواهید کرد. با این حال، به‌عنوان یک مسیحی، شما کلام خدا (کتاب‌مقدس) را در دست دارید که برخی از دلایلی را که خدا اجازه داده انسان درد و رنج را تجربه کند، شرح می‌دهد. نخستین سرنخ در کتاب پیدایش آشکار شده است، جایی که آدم و حوا در سعادت زندگی می‌کردند، اما با انتخاب خود، یگانه فرمان خدا را شکستند. آیا نافرمانی آنها این موضوع را آشکار نمی‌سازد که روح انسان اگر به حال خود رها شود و تا وقتی که "همه‌چیز خوب باشد"، خود را به خالقش تسلیم نمی‌کند؟ با این شرایط، آیا درد و رنج "هدیه‌ای" از جانب خدا نیست که به شما این امکان را می‌دهد تا عمق محبت او را تجربه کنید، چیزی که یک زندگی خالی از درد و رنج هرگز نمی‌تواند به شما ارزانی دارد؟ درد و رنج می‌تواند یک دلِ سخت‌شده را به‌سوی این حقیقتِ اجتناب‌ناپذیر سوق دهد که "همه‌چیز خوب و نیکو نیست" و بنابراین، راهی را به‌سوی درک این حقیقت ژرف بگشاید که هر چیزی که در این دنیا رخ می‌دهد، قابل مقایسه با شادمانی و مسرتی نیست که در انتظار کسانی است که فرزندان خدا می‌شوند.
خدا چگونه از رنج استفاده می‌کند؟
برای آشکار ساختن گناه شما:
درد و رنج، شما را از گمراهی برحذر می‌دارد و به اطاعت رهنمون می‌سازد.
درد و رنج، توبه را حاصل می‌کند که سبب نجات شما از گناه می‌گردد.
درد و رنج، شما را بیشتر متمایل می‌سازد که از گناه اجتناب کنید و در مقابل ارضای تمایلات خودخواهانه خود ایستادگی نمایید و شما را به زندگی کردن بر اساس ارادۀ خدا هدایت می‌کند.
برای ساختن شخصیت شما:
هنگامی که شما در احتیاج به‌سر می‌برید، درد و رنج، قناعت را در وجودتان می‌پرورد.
درد و رنج باعث ثبات شخصیت می‌شود که به‌نوبۀ خودْ شما را به‌لحاظ روحی بالغ و به‌لحاظ اخلاقی کامل می‌سازد.
درد و رنج موجب استقامت و پایداری می‌گردد که محرکی است برای اینکه شخصیت خود را تصفيه نموده، امید خود را تازه سازید.
برای ایجاد خیریت بیشتر
درد و رنج به‌اندازۀ موفقیت و هر چیز دیگری که بر زندگی شما اثر می‌گذارد، توسط خدا برای خیریت شما مورد استفاده قرار می‌گیرد.
درد و رنج این فرصت را به شما می‌بخشد تا به سایر کسانی که در رنج هستند، توجه و مراقبت نشان دهید.
درد و رنج به‌خاطر شفقتی که ایجاد می‌کند، شما را قادر می‌سازد تا به دیگران آرامش بدهید.
برای تغییر افق دیدِ شما
درد و رنج می‌تواند عیسی را که درون شما زندگی می‌کند، آشکار سازد.
درد و رنج، جلال ابدی فوق‌العاده‌ای را برای شما تدارک می‌بیند.
درد و رنج، اشتیاقی را در شما برای آسمان خلق می‌کند، جایی که دیگر خبری از مرگ و ماتم و گریه و درد نخواهد بود.
برای برکت دادن آیندۀ شما
رنج کشیدن برای زندگیِ درست در نظر خدا، برکت او را تضمین می‌کند.
رنج کشیدن ثابت می‌کند که ایمان شما حقیقی و خالص است.
رنج کشیدن به‌همراه بردباری و استقامت، سبب می‌شود که با دریافت تاج حیات برکت یابید.
آیا خدا اهمیتی به درد و رنج شما می‌دهد؟
خدا عمیقاً به درد و رنج شما اهمیت می‌دهد، چنانکه حقایق زیر این مسأله را آشکار می‌سازند:
در ميان سختی‌ها، او در اطراف شما اقامت می‌گزیند. "فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو می‌زند، و آنان را می‌رهاند." (مزمور ۳۴‌: ۷).
زمانی که شما شکسته‌دل هستید، او نزدیک شماست. "خداوند نزدیک شکسته‌دلان است و کوفته‌شدگانِ در روح را نجات می‌بخشد." (مزمور ۱۸:۳۴‌).
او اندوه شما را نزد خود ثبت می‌کند و اشکهای شما در مشک خود نگاه می‌دارد. "تو شمار آوارگی‌هایم را نگاه می‌داری، و اشکهایم را در مَشک خود می‌نهی. آیا آنها در دفترِ تو نیست؟" (مزمور ۵۶‌: ۸).
هیچ اندوه و غمی که در دستان خداوند قرار بگیرد، اتلاف نخواهد شد. زمانی که ما به خانه‌مان در آسمان وارد شویم، می‌بینیم که چگونه مصیبت‌ها و اندوه ما باعث تسلی ما شدند، چگونه اشکهایمان به ما شفقت دادند و رنجهای ما به ما فروتنی بخشیدند.
این آیات را بخوانید و در آنها تعمق کنید:
مزمور ۳:۲۵
مزمور ۱۶:۹
مزمور ۳۰:۱۸
تثنیه ۱۷:۱۰
تثنیه ۴:۳۲
مزمور ۱۷:۱۴۵
مزمور ۱۴:۱۰
مزمور ۶:۱
رومیان ۲۸:۸
مزمور ۲۲:۵۵

افسردگی - عبور از تاریکی به‌سوی سپیده‌دم


افسردگی - عبور از تاریکی به‌سوی سپیده‌دم

دل انباشته از غم و اندوه مداوم، تنها دو مشخصه از خصوصیات افسردگی است. این شرایط روانی بر تمامی جنبه‌های شخص از جمله بدن، جان، و روح اثر گذاشته، احساسِ عمیقی از ناامیدی ایجاد می‌کنند.depression
برای کسانی که در دامِ افسردگی گرفتار هستند، انگار دیوارها نزدیک می‌شوند و بر ایشان فشار می‌آورند. اما افسردگی لزوماً دائمی نیست. امکان شفا و بهبود وجود دارد و شادمانی می‌تواند دوباره بازگردد. "ای جانم چرا منحنی شده‌ای و چرا در من پريشان گشته‌ای؟ برخدا اميد دار زيرا كه او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت." (مزمور ۵:۴۲).
آیا افسردگی نتیجۀ گناه است؟
افسردگی نتیجۀ گناه نیست وقتی که شما:
به‌خاطر خسارت‌ها و فقدان‌های طبیعی دچار اندوه می‌شوید. و يا اينکه، به‌خاطر گذر زمان، به‌طور طبيعی، قوای‌تان کاهش می‌يابد، فعالیت شیمیایی بدن‌تان تغییر می‌کند و تحلیل می‌رود. اما افسردگی می‌تواند نتیجۀ گناه باشد زمانی که شما:
از نتایج انتخاب‌های گناه‌آلود رنج می‌برید و با این حال، بدون تغییر، به وضع موجود ادامه می‌دهید. گامهای ضروری برای شفا یافتن را برنمی‌دارید، به جستجوی مشاورۀ کتاب‌مقدسی نمی‌پردازید، کلام را به خاطر نمی‌سپارید، موضوعات مسیحی را مطالعه نمی‌کنید و در زمان لازم، کمکهای پزشکی را دریافت ‌نمی‌نمایید. به‌جای اینکه بخشیدن را انتخاب کنید، دلسوزی کردن به حال خود، و خشم و تلخی را ادامه می‌دهید. از افسردگی برای تاثیر گذاشتن بر سایرین استفاده می‌کنید. دائماً، خداوند و سایرین را به‌خاطر ناخشنودی خود ملامت می‌کنید. يا اينکه، افسرده‌اید چون به‌جای اطاعت از مسیح، اجازه داده‌اید تا دیگران زندگی شما را کنترل کنند. و حال آنکه بايد از مسيح بخواهيد که کنترل شما را در دست گیرد.
علائم افسردگی
اشخاص افسرده، خلق‌وخوی ناراحت، دلسرد و غمگین دارند. دوره‌های مهم افسردگی، اغلب پنج مورد یا تعداد بیشتری از علائم کلاسیک زیر را تقریباً هر روز و حداقل به مدت دو هفته در بر‌می‌گیرند:
خلق‌وخوی افسردۀ فراگیر و نافذ. از بین رفتن احساس رضایت در انجام فعالیت‌های معمولی. تغییر قابل توجه در میزان اشتها و وزن. خستگی شدید و از دست دادن انرژی. تحلیل رفتنِ تواناییِ لازم برای تفکر کردن، ارزیابی کردن، یا تمرکز نمودن. حرکات آهسته‌تر و یا از روی سراسیمگی. خواب بسیار کم یا بسیار زیاد. احساس بی‌ارزشی و یا تقصیر شدید. فکر خودکشی یا اقدام به آن.
آیا مصرف دارو برای درمان افسردگی به‌معنای نداشتنِ ایمان است؟
خیر. شرایط فیزیکی بسیاری می‌توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند. در افسردگی دوقطبی و افسردگی پس از زایمان، نوعی عدم تعادل مواد شیمیایی در بدن وجود دارد که می‌تواند به‌طور موفقیت‌آمیزی با استفاده از دارو درمان شود. متأسفانه، بسیاری از مسیحیان از این مسأله واهمه دارند که اگر به‌دنبال درمان پزشکی برای افسردگی‌ بروند، به آنها برچسبِ غیرروحانی بودن بخورد. با این حال، با دست روی دست گذاشتن، بیهوده رنج ‌می‌برند. گاهی اوقات، درمان دارویی برای یک مدت لازم است تا نوسانات شدید را هموار کند و کسانی که از افسردگی رنج می‌برند، بتوانند حقیقت را ببینند و بر زمین مسطح گام بردارند. حزقیال ۱۲:۴۷ توضیح می‌دهد که خداوند "برگهایی به‌جهت علاج" ساخت. استفاده از دارو مخالف کتاب‌مقدس نيست. با این حال، دارو نباید برای فرار از درد یا بی‌حس کردن آن استفاده شود، بلکه برای کمک به شخص تا با درد خود مواجه گردد و آن را اداره کند. همچنین، درمان دارویی باید به‌عنوان آخرین راه، پس از پیمودن سایر مراحل، مورد استفاده قرار بگیرد و همیشه با مشاوره همراه باشد.
کدام علل فیزیکی در ایجاد افسردگی نقش دارند؟
عدم تعادل هورمونی: افسردگی می‌تواند به‌خاطر نوعی عدم تعادل مواد شیمیایی در مغز ایجاد شود. تغییرات هورمونی در دورۀ بلوغ، پس از وضع حمل و پیش از یائسگی (نزدیک به دورۀ یائسگی)، می‌توانند منجر به افسردگی شوند.
تجویز و مصرف دارو: برخی داروهای مجاز یا غیرمجاز خاص مانند داروهای مسکّن، داروهای ضدافسردگی، استروئیدها، داروهای ضد بارداری و داروهای امراض قلبی می‌توانند باعث ایجاد افسردگی شوند.
بیماری‌های مزمن: مشکلات پزشکی مانند ناکارایی تیروئید و حتی یک دورۀ آنفولانزا می‌تواند منجر به برخی عدم تعادل‌های شمیایی در مغز شود که سبب افسردگی می‌گردند.
سودازدگی یا مالیخولیا: اشخاصی که خلق‌وخوی سودازده دارند، منظم، با مهارت و خلاق هستند و در عین‌ حال، می‌توانند دمدمی مزاج، بسیار حساس و همچنین، ناراضی از خود باشند. از آنجا که تحلیل‌گر و منتقد هستند و به‌سختی خشنود می‌شوند، می‌توانند هر مسأله‌ای را خیلی جدی و شخصی بپندارند و به‌سرعت دچار افسردگی شوند.
عدم ورزش، استراحت نکردن و تغدیۀ نامناسب: کمبود در ضروریات فیزیکی زندگی می‌تواند منجر به احساس مزمن خستگی، نداشتن انرژی و گوشه‌گیری اجتماعی شود.
آسیب‌پذیری ژنتیکی: بر اساس داده‌های آماری، کسانی که اعضای خانواده‌شان از افسردگی رنج می‌برند، دو برابر بیشتر از کسانی که سابقۀ افسردگی در خانواده ندارند، در معرض ابتلا به افسردگی هستند. همچنین، "در پنجاه درصد از موارد ابتلا به افسردگیِ دوقطبی، حداقل یکی از والدین دچار اختلال افسردگی بوده است."
اگر با افسردگی مواجه هستید، تا آنجا که می‌توانید در مورد سابقۀ خانوادگی خود و راههای ممکن درمان تحقیق کنید. "مردجاهلهرسخنراباورمی‌كند،امامردزيرکدررفتارخودتأمّلمی‌نمايد." (کتاب امثال ۱۵:۱۴).
کدام علل عاطفی در ایجاد افسردگی نقش دارند؟
برخی از مردم می‌گویند: "افسردگی، خشمی است فروخورده و به‌سوی درون". این مطلب همیشه درست نیست، اما می‌تواند درست باشد زمانی که خشم سرکوب شود. سرکوب شدن، زمانی رخ می‌دهد که آرزوها و عواطفِ غیر‌‌قابل ‌قبول، از آگاهیِ فرد دور نگاه داشته می‌شوند و در بخش ناخودآگاهِ ذهن، به فعالیت ادامه می‌دهند. این خشمِ انباشته‌شده، باعث افسردگی پنهانی شده و از ابراز تلخی و ناراحتی نهان جلوگيری می‌کند. تلخی و ناراحتی، یکی از عوامل مهم و اصلی افسردگی است. "دل شخص تلخی خويشتن را می‌داند، و غريب در خوشی آن مشاركت ندارد." (کتاب امثال ۱۰:۱۴).
آیا شما خشم را سرکوب می‌کنید، به‌خاطر از دست دادن . . .
یکی از عزیزان، انتظارات و توقعات، اعتماد به نفس، احترام از جانب دیگران، کنترل، سلامتی یا توانایی‌ها، دارایی‌ها واهداف شخصی؟ اگر چنین است، افسسیان ۳۱:۴ را بخوانید که می‌فرماید: "هر‌گونه تلخی، خشم، عصبانيت، فرياد، ناسزاگويی و هر نوع بدخواهی را از خود دور کنيد.".
آیا شما ترس خود را سرکوب می‌کنید، ترس به‌خاطر . . .
از دست دادن شغل، واگذاری اموال، مردن، پیر شدن، خالی شدن خانه از سکنه، تنها بودن، شکست خوردن و طرد شدن؟ اگر چنین است، اشعیا ۱۰:۴۱ را بخوانید که می‌فرماید: "مترس زیرا كه من با تو هستم و مشوّش مشو زيرا من خدای تو هستم. تو را تقويت خواهم نمود و البته تو را معاونت خواهم داد و تو را به دست راست عدالت خود دستگيری خواهم كرد.".
آیا شما استرس را به درون خود می‌ریزید، استرس به‌خاطر. . .
مشکلات شغلی، وظایف مالی، تغییر محل کار و زندگی، مسئولیت‌های خانوادگی، مسائل زناشویی، فرزند سرکش، تراکم و فشار کار و همسر معتاد به الکل؟ اگر چنین است، رسالۀ اول پطرس ۷:۵ را بخوانید که می‌فرماید: "همۀ نگرانیهای خود را به او بسپاريد زيرا او به فکر شما هست.".
حتی دل‌شکستگی‌ها و ناامیدی‌های عمیق‌ ما نیز باید رفع شوند، وگرنه تلخیِ موجود در ما می‌تواند منجر به ایجاد مشکلات شود. خشم و دل‌شکستگیِ برطرف‌ نشده می‌تواند به کسانی که به ما نزدیک هستند، آسیب برساند. "مواظب باشيد کسی از فيض خدا محروم نشود، و هيچ ريشۀ تلخی نمو نکند، مبادا موجب ناآرامی شود و بسياری را آلوده کند." (رساله به عبرانیان ۱۵:۱۲).
آیا عللی روحانی‌ وجود دارند که سبب افسردگی شوند؟
نافرمانی و گناه، به‌حد کافی بذرِ پرثمری را مهیا می‌سازند که هر ابر سفیدی را به طوفانی تیره تبدیل نمايند. نمی‌توانید گناهِ رنجانیدنِ خدا را در دل خود مخفی کنيد و کماکان لذتِ کاملِ نجاتِ او را تجربه نمایید. بدون دانستن و به‌کار بردن کلام خدا نمی‌توانید در برابر توطئه‌ها و حملات دشمن ایستادگی کنید. غیر از به‌کار بردن درمان ناشی از اعتراف و توبه که همانا تغییر در طرز تفکر و مسیر حرکت است، ممکن است افسردگی را در حال نفوذ در جان و روح خود بیابید، مانند اسرائیلیانِ نافرمان که دربارۀ آنها آمده است: "و در ميان اين امت‌ها استراحت نخواهی يافت و برای كف پايت آرامی نخواهد بود، و در آنجا یَهُوَه تو را دل لرزان وكاهيدگی چشم و پژمردگی جان خواهد داد." (کتاب تثنیه ۶۵:۲۸). زمانی که از خدا می‌خواهید تا از طریق قدرت مرگ و قیام مسیح گناهان شما را ببخشد، او منجیِ ابدیِ شما خواهد شد. به عنوانِ يک ايماندار واقعی مسيحی، شما هرگز رابطۀ خود را با خدا از دست نخواهيد داد، صرفنظر از اینکه چه کاری انجام می‌دهید و یا چه تفکر و احساسی دارید. نمی‌توانید چیزی را که خداوند از آن محفاظت می‌کند، تخریب کنید. خداوند همان کسی است که نجات شما را محفوظ داشته، از آن نگاهبانی می‌کند. گاهی اوقات، نافرمانی می‌کنید و لازم است که اعتراف کرده، توبه نمایید. این کار، برای احیای نجات شما نیست، بلکه برای حفظ رابطه و مشارکتی صميمانه با خداوند است. از سوی دیگر، اگر هرگز به گناه خود اعتراف نکرده و از مسیح نخواسته‌اید که منجی شما باشد، نمی‌توانید بدانید که ابدیت را در آسمان خواهید گذراند. همچنين نمی‌توانید لذت واقعی را در این زندگی دریابید. شادی حقیقی از خدا، فراتر از زندگیِ بدون مشکلات است. این، آرامشی است که حتی وقتی مشکلات از هر سو هجوم می‌آورند، همچنان باقی می‌ماند. این، اطمینانی است عمیق و درونی که شما را قادر می‌سازد تا در او خرسند باشید، و در سهمگین‌ترین طوفان‌های زندگی، به اقتدار و حاکمیت خدا اعتماد کنید. چنین چیزی ممکن است، چون خداوند و نه هیچ‌کس یا هیچ‌چیز دیگر، بزرگترین خوشی شما خواهد بود و هم‌اکنون، او می‌خواهد این شادمانی را با شما قسمت کند. "همان‌‌گونه که پدر مرا دوست داشته است، من نيز شما را دوست داشته‌ام؛ در محبت من بمانيد . . . اين سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما نيز باشد و شادی شما کامل شود." (انجیل یوحنا ۱۱،۹:۱۵).
چه چیزی می‌تواند کمک کند تا بر افسردگی غلبه کنیم؟
اجازه دهید نور محبت خدا به "دریچۀ تاریکیِ" شما نفوذ کند و شما را به جادۀ تغییرات رهنمود شود. در اینجا، گامهایی که می‌توانید از طریق آنها بر افسردگی غلبه کنید، آمده است: با هر شکستی در زندگی خود مواجه شوید، خودتان را آزاد بگذارید که برای آن اندوهگین شوید و شفا بیابید. "وقتی برای گريه و وقتی برای خنده. وقتی برای ماتم و وقتی برای رقص."(کتاب جامعه ۴:۳). قلب خود را برای تطهیر به خداوند تقدیم کنید و به گناهانتان اعتراف نمایید. "اگر بگويیم بی‌گناهيم، خود را فريب داده‌ايم و راستی در ما نيست. ولی اگر به گناهان خود اعتراف کنيم، او که امين و عادل است، گناهان ما را می‌آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می‌سازد." (رسالۀ اول یوحنا ۱:‏۸-‏۹).
افکاری را پروش دهید که بر محبتِ عالی خدا نسبت به شما تمرکز دارند. "با محبت ازلی تو را دوست داشتم، از اين جهت تو را به رحمت جذب نمودم." (کتاب ارمیا ۳:۳۱).
از افکار و مکالمات منفی با خودتان دست بکشید. "هر‌آنچه راست است، هر‌آنچه والاست، هر‌آنچه درست است، هر‌آنچه پاک است، هر‌آنچه دوست‌داشتنی و هر‌آنچه ستودنی است، بدان بينديشيد. اگر چيزی عالی است و شايان ستايش، در آن تأمل کنيد." (رساله به فیلیپیان ۸:۴).
هدف نهایی خدا را از اینکه اجازه داده تا اندوه و شکست وجود داشته باشد، درک کنید. "می‌دانيم در حق آنان که خدا را دوست می‌دارند و بر طبق ارادۀ او فراخوانده شده‌اند، همۀ چيزها با هم برای خيريت در کار است." (رساله به رومیان ۲۸:۸).
خشم و ناراحتی خود را با شکرگزاری جایگزین نمایید و خدا را شکر کنید، حتی اگر احساس سپاسگزاری ندارید. "در هر وضعی شکرگزار باشيد، زيرا اين است خواست خدا برای شما در مسيحْ عيسی." (رسالۀ اول به تسالونیکیان ۱۸:۵).
به یاد آورید که خداوند حاکم بر زندگی شما است و به شما وعدۀ امید را برای آینده داده است. "زيرا ای خداوند يهوه، تو امید من هستی و از طفولـّیتم اعتماد من بوده‌ای." (مزمور ۵:۷۱).
چگونه می‌توانید به یک شخص افسرده کمک کنید؟
در ادامه، پیشنهادهایی ذکر‌ می‌شود تا به‌وسیلۀ آنها بتوانید به عزیزانتان کمک کنید تا از رنج افسردگی رها شوند:
هرچقدر که می‌توانید، دربارۀ افسردگی بیاموزید، کتاب بخوانید، فیلم ببینید و در سمینارهای آموزشی شرکت کنید. (رجوع کنید به کتاب امثال ۱۲:۲۳).
اگر موضوعِ خودکشی مطرح است، از او بپرسید: "آیا در این فکر هستی که به خودت آسیب بزنی و یا زندگی‌ات را به پایان برسانی؟" آن شخص ممکن است عصبانی شود، اما بهتر است یک دوست عصبانی داشته باشید تا یک دوستِ فوت‌کرده (رجوع کنید به کتاب امثال ۲۱:۱۸).
تمامیِ تهدیدهای مربوط به خودکشی و خودزنی را جدی بگیرید. پانزده درصد از اشخاصِ افسرده، سرانجام خودکشی می‌کنند (رجوع کنید به کتاب امثال ۴:۱۸).
یک همراهِ مسئول و قابل اعتماد باشید و بگویید: "من در این مشکل همراه تو هستم و تو را تنها نخواهم گذاشت" (رجوع کنید به کتاب جامعه ۹:۴).
از طریق تماسهای مکرر تلفنی و ارتباط عمدی، مرتباً به مکالمه بپردازید (رجوع کنید به کتاب امثال ۲۱:۱۶).
دردِ آن شخص را بشنوید و به او گوش دهيد. شنیدن، ارزش آن شخص را بیان می‌کند (رجوع کنید به رسالۀ یعقوب ۱۹:۱).
در مورد افسردگی صحبت کنید. حرف زدن، کمک می‌کند که شرمساری در مورد افسردگی از بین برود (رجوع کنید به کتاب امثال ۱۱:۲۵).
صادقانه و اغلب اوقات، شخص را با گفته‌های خود تشویق کنید (رجوع کنید به اول تسالونیکیان ۱۱:۵).
قدرت لمس کردن را دریابید، مانند گذاشتن دست روی شانه و یا در آغوش گرفتن و بوسیدن به صورت مناسب (رجوع کنید به رسالۀ اول پطرس ۱۴:۵).
موسیقی‌های پرستشیِ روحانی پخش کنید تا روحیۀ شخص را بالا ببرید. موسیقی، آثار درمانی دارد (رجوع کنید به افسسیان ۱۹:۵).
لبخند را به زندگی آن شخص بیاورید، از طریق کارت‌ها و نوشته‌های جالب و خنده‌دار، ویدئوها، فیلم‌ها و مردم (رجوع کنید به کتاب امثال ۲۲:۱۷).
"مواد مغذی درمانی" تهیه کنید. برای مثال، ویتامین B-6 و ویتامین E، کلسیم، منیزیم و اسید فولیک برای مبارزه با افسردگی مفید هستند. برای کسب اطلاعات بیشتر، از پزشک خود سؤال کنید (رجوع کنید به کتاب حزقیال ۱۲:۴۷).
به آن شخص کمک کنید تا اهداف کوچک و روزانه‌ای را که نیاز به حداقل تلاش دارند، تعیین کند و به‌طور مرتب پیشرفت او را بررسی نمایید (رجوع کنید به کتاب امثال ۴:۱۳).
از سایر اعضای خانواده و دوستان طلب کمک کنید. به هر کس بگویید که در چه زمینه‌ای فعالیت کند (رجوع کنید به غلاطیان ۲:۶).
ممکن است ما هرگز افسردگی را کاملا درک نکنیم، اما می‌توانیم آگاه باشیم که، "زيرا اگر چه كسی را محزون سازد ليكن بر حسب كثرت رأفت خود رحمت خواهد فرمود. چونكه بنی آدم را از دل خود نمی‌رنجاند و محزون نمی‌سازد." (کتاب مراثی ارمیا ۳: ۳۲-۳۳). گفته شده، زمانی که قلب شما احساس خستگی و بیزاری می‌کند و به‌شدت محزون هستید، بگذارید تا سنگینیِ افسردگی، شما را به خدا نزدیکتر سازد.
اين آيات را بخوانيد و در آنها تعمّق کنيد:
مزمور ۵:۱۳۰
مزمور ۱۱:۴۲
مزمور ۴:۵۴
امثال سلیمان ۲۲:۱۵
فیلیپیان ۸:۴
اشعیا ۲:۴۳
فیلیپیان ۴: ۶-۷
ایوب ۱۰:۶
رسالۀ یعقوب ۱۲:۱
ارمیا ۱۱:۲۹

خشم - مقابله با آتش درون

خشم - مقابله با آتش درون

ماموران آتش‌نشانی می‌دانند که اگر آتش از کنترل خارج شود، چقدر خطرناک است. آنها آموزش دیده‌اند که به‌سرعت وارد عمل شوند. شما نیز باید به‌سرعت وارد عمل شوید تا شعله‌های خشم را کنترل کنید، پیش از آنکه زندگیِ شما را سوزانده، خاکستری از خرابی‌ها بر جای بگذارد.
"مرد تندخو نزاع برمی‌انگیزاند، و شخص کج‌خلق در تقصیر می‌افزاید." (امثال سلیمان ۲۲:۲۹).
درجات خشم کدام‌ها هستند؟
خشم، یک برآشفتگی عاطفی است و زمانی رخ می‌دهد که یک نیاز یا انتظار برآورده نمی‌شود. خشم نیز مانند حرارت، دارای درجات مختلفی است و از یک رنجش کوچک تا یک انفجار سوزان متغیر است.
برآشفتگی: خشمِ در حال جوشیدن، که غالبا به‌خاطر موضوعی ناعادلانه به‌وجود می‌آید و موجه به‌نظر می‌رسد.
غضب: خشمِ سوزان، که با احساس انتقام‌جویی همراه است.
غیظ آتشین: خشمِ مشتعل، که چنان سهمگین است که قوۀ تصمیم‌گیری را مختل می‌سازد.
عصبانیت جنون‌آمیز: خشم دیوانه‌وار، که سبب از میان رفتن کنترل شخص شده، اغلب به حدی است که موجب ابراز خشونت و جنون آنی می‌شود.
تصورات اشتباه درباره خشم کدام‌ها هستند؟
آیا خشمگین شدن هميشه گناه است؟ خیر، احساس اولیۀ خشم یک احساس خدادادی است. روشی که شما برای ابراز این خشم انتخاب می‌کنید تعیین می‌کند که آیا خشم منجر به گناه ‌می‌شود یا نه. افسسیان ۲۶:۴ می‌فرماید: "خشم گیرید و گناه مورزید؛".
شخص چگونه ‌می‌تواند از احساس تقصیر در هنگام عصبانیت در امان بماند؟ خشم شما نشانه‌ای است از اینکه یک مشکلی وجود دارد. هدف چراغ قرمز هشدار دهنده در داشبورد اتومبیل این است که شما را به انجام عملی سوق دهد، اینکه بایستید، شرایط را بسنجید و آنچه را که لازم است انجام دهید. برای مثال، عیسی نسبت به رهبران مذهبی متظاهری که تفسیری افراطی از "استراحت در سَبّت" به دست می‌دادند، تا آن حد برآشفت که "چشمان خود را بر ایشان با غضب گردانیده، زیرا که از سنگدلی ایشان محزون بود، به آن مرد گفت: دست خود را دراز کن! پس دراز کرده، دستش صحیح گشت." ( انجیل مرقس ۵:۳).
چهار منبع خشم کدام‌ها هستند؟
آسیب: دل شما مجروح است. هر شخصی نیازی درونی و خدادادی به محبتِ بی‌قید و شرط دارد. زمانی که احساس طردشدگی یا رنج عاطفی از هر نوعی دارید، خشم می‌تواند تبدیل به دیوارِ محافظی شود که مردم و آزردگی را از شما دور نگه می‌دارد.
بی‌عدالتی: حق شما پایمال شده است. هر شخصی یک قانون اخلاقی درونی دارد که درکی از درست و نادرست، عادلانه و ناعادلانه پدید می‌آورد. زمانی که متوجه می‌شوید یک بی‌عدالتی در حق شما یا دیگران (به خصوص آنهایی که مورد علاقۀ شما هستند) صورت گرفته است، ممکن است خشمگین شوید. اگر این اهانت را در ذهن خود نگاه دارید، احساسِ خشمی که حل نشده، ممکن است شروع کند به خانه کردن در دل شما.
ترس: آیندۀ شما مورد تهدید قرار گرفته است. هر شخصی با یک احساس درونی و خدادادیِ نیاز به امنیت خلق شده است. زمانی که به‌خاطر تغییر در اوضاع و شرایط، نگران می‌شوید، یا احساس تهدید می‌کنید یا خشم می‌گیرید، ممکن است در حال پاسخ دادن به ترس باشید. دل ترسان، حکایت از بی‌اعتمادی نسبت به نقشۀ کامل خدا برای زندگی‌تان دارد.
سرخوردگی: تلاش شما موفقیت‌آمیز نیست. هر شخصی دارای نیازی خدادادی برای مهم بودن است. زمانی که تلاش شما بی‌نتیجه می‌ماند و یا انتظارات شخصی‌تان برآورده نمی‌شود، احساسِ مهم بودن شما ممکن است به خطر بیفتد. سرخوردگی از انتظاراتِ برآورده‌نشده در زندگی خودتان یا دیگران، یکی از علل اصلی خشم است.
علت ریشه‌ای خشم چیست؟
هنگامی که احساس کنیم که حقوق واقعی یا قابل‌درک ما پایمال شده است، به آسانی می‌توانیم دچار خشم شویم.
عقیدۀ اشتباه:بر اساس آنچه که به تصور من منصفانه است، من حق دارم که به خاطر سرخوردگی‌هایم خشمگین شوم و تا زمانی که چنین احساسی دارم، خشمگین بمانم. من حق دارم که خشم خود را به هر صورتی که برایم طبیعی است، بروز دهم.
عقیدۀ درست: چون من تحت حاکمیّت خداوند هستم و زندگی‌ام را با اعتماد به او سپرده‌ام، حقوق خود را به او واگذار کرده‌ام. ناکامی‌های انسانیِ من، اکنون وسیله‌ای در دست اوست تا ایمان من را بیفزاید و خصوصیات خود را در من پرورش دهد. من تصمیم می‌گیرم که تحت کنترل خشم نباشم، بلکه از خشم به‌عنوان مشوقی برای انجام کاری که خدا از من می‌خواهد، استفاده کنم." (رجوع کنید به رسالۀ اول پطرس ۱: ۷-۶)
خشم گذشته چگونه قابل درمان است؟
خشم حل‌نشده بستر پنهانی از زغال است که جراحات عمیقی را در رابطۀ شما با خدا و دیگران ایجاد می‌کند. این احساس قدرتمند، آرامش را از قلب شما و احساس خرسندی را از روح‌تان خواهد ربود. چگونه این خشم قابل درمان است؟
نسبت به خشم خود کاملاً آگاه باشید
با رغبت بپذیرید که در وجودتان خشم درمان‌نشده وجود دارد.
از خدا بخواهید که هر خشم مدفون‌شده در قلبتان را برای شما آشکار سازد.
جستجو کنید تا دلیل یا دلایل اصلی خشم گذشتۀ خود را بیابید.
در مورد خشم خود با خدا و با یکی از دوستانتان و یا با یک مشاور صحبت کنید.
(امثال سلیمان ۲:۲۱)
احساسات ریشه‌ای خود را بازبینی کنید
آیا احساس کردید که آسیب‌ دیده‌اید (طرد شدید، مورد خیانت واقع شدید، بی‌مهری دیدید، به شما بی‌توجهی شد)؟
آیا بی‌عدالتی را تجربه کردید (فریبتان دادند، به شما خطا کردند، به شما تهمت زدند، به شما حمله کردند)؟
آیا احساس وحشت کردید (تهدیدتان کردند، احساس عدم امنیت کردید، از کنترل خارج شدید، احساس عجز کردید)؟
آیا احساس سرخوردگی کردید (احساس بی‌کفایتی کردید، خود را پایین‌تر دیدید، با مانع روبرو شدید، احساس کردید تحت کنترل هستید)؟
(مزمور ۱۳۹: ۲۳-۲۴)
از حقوق خود بگذرید
اقرار کنید که نگه ‌داشتن خشم در دل‌تان گناه است.
تمایل خود را برای انتقام به خدا واگذار کنید.
با سپردن آسیب‌های گذشته به خدا، از نگه داشتن آنها امتناع نمایید.
به حضور خدا دعا کنید تا در زندگیِ شخصی که به شما خطا کرده، کار کند و قلب شما را نسبت به آن شخص تغییر دهد.
شخصی را که به شما آسیب رسانیده، به دستان خدا بسپارید؛ او را ببخشید همان‌طور که خدا شما را بخشید!
(کولسیان ۱۳:۳)
در نقشه و هدف خداوند شادی نمایید
خدا را برای راههایی که از این آزمایش، در زندگی شما استفاده می‌کند، شکر کنید.
بدانید که خدا قادر است تا از خشمِ درمان‌شدۀ گذشتۀ شما، برای خیریت شما و اطرافیان‌تان استفاده کند.
خدا را ستایش کنید برای تعهد او برای اینکه از تمامی شرایط در زندگی شما استفاده می‌کند تا خصائل مسیح را در وجودتان بپروراند و شما را قوی، استوار و ثابت‌قدم سازد.
(رومیان ۸: ۲۸-۲۹)
در وقت مناسب رابطه را مجدداً برقرار سازيد
بخشیدن مربوط می‌شود به تقصیرها و گناهان؛ اما آشتی کردن مربوط به رابطه است. بخشایش می‌تواند صورت گیرد بدون آنکه شخصِ مقابل تغییری کرده باشد، اما آشتی کردن مستلزم آن است که اعتماد توسط هر دو طرف احیا شود. زمانی که یکی از طرفین نخواهد گناه خود را تصدیق کند، آشتی نمی‌تواند به‌وقوع بپیوندد. در رابطه با وقوع خیانت در ازدواج، طرف بی‌تقصیر می‌تواند دیگری را ببخشد، اما احیای کامل رابطه مستلزم پایان یافتن زناکاری است. بدرفتاری با همسر را می‌توان بخشید، اما پیش از مصالحه، لازم است که این رفتارها پایان یابند. خشمی که محرک حالت بدرفتاری است، به‌سرعت شکل نمی‌گیرد و به‌یکباره نیز از بین نمی‌رود. افراد را وادار به آشتی و مصالحه نکنید مگر زمانی که حقیقتاً تغییری در قلب شخص متخلف صورت گیرد.
(دوم قرنتیان ۲۰:۵)
چگونه‌ می‌توانم "خشم کنونی" را به‌ صورت سازنده‌ای رها سازم؟
به‌ قول ضرب‌المثل انگلیسی، "خشم تنها یک گام عقب‌تر از خطر است." این کلمات، فراتر از عباراتی جذاب و گیرا، بیانگر حقیقت دردناکی هستند. و از آنجا که بسیاری از اوقات زبان رام نشده است، مکالمات به‌سرعت از کنترل خارج می‌شوند. این گام‌ها به شما کمک خواهند کرد تا فرا بگیرید چگونه خشم خود را به صورتی سازنده و مطابق کتاب‌مقدس کنترل کنید. اگر شما این هشت تابلوی راهنما را در مسیر آرامش دنبال کنید، به‌زودی خود را در جادۀ تغییرات خواهید یافت، با زمینی حاصل‌خیز که در هر نوبت محصولی جدید ‏می‌دهد.
خشم خود را تصدیق کنید
راغب باشید تصدیق کنید که خشمگین هستید.
از زمانی که احساس خشم می‌کنید، آگاه باشید.
از سرکوب کردن و فرونشاندن خشم خود به‌خاطر ترس، آگاه شوید.
راغب باشید که مسئولیت هر گونه خشم بی‌مورد را بر عهده بگیرید.
(امثال سلیمان ۱۳:۲۸)
سبک رفتاری خود را تجزيه و تحلیل کنید
چند وقت یکبار احساس خشم می‌کنید؟
چگونه می‌فهمید که چه زمانی خشمگین هستید؟
سایرین چگونه می‌فهمند که شما چه زمانی خشمگین هستید؟
چگونه خشم خود را بروز می‌دهید؟
(مزمور ۱۳۹: ۲۳-۲۴)
منبع خشم را بسنجید
آسیب، بی‌عدالتی، ترس، سرخوردگی. "اینک به راستیِ در قلب راغب هستی. پس حکمت را در باطن من به من بیاموز."
(مزمور ۶:۵۱).
تفکر خود را ارزیابی کنید
آیا از دیگران انتظار دارید که مطابق معیارهای شما رفتار کنند؟
"او باید بهتر از فرزندانش مراقبت کند."
"او باید متوجه باشد که چه کاری برایش انجام می‌دهم."
"او باید پیش از ساعت ۷ بعد از ظهر اینجا باشد."
"او نباید موقع نهار زنگ بزند."
آیا شما در خصوص تفکر مغشوش مقصر هستید؟
اغراق کردن در شرایط
در نظر گرفتن بدترین حالت
برچسب زدن به یک اقدام بر حسب سایر اقدامات
تعمیم‌ دادن با گفتنِ "تو هیچ‌وقت . . ." یا "تو همیشه . . .".
(امثال ۲۹:۲۱)
نیازهای خود را بپذیرید
خشم، اغلب به‌عنوان روشی جهت برآورده ساختن نیازهای درونی به‌کار می‌رود.
آیا شما در تلاش برای آنکه مورد محبت واقع شوید، خشم را به عنوان یک اقدام فریبنده برای مطالبۀ برخی "بایدهای" خاص به‌کار می‌برید؟
آیا شما در تلاش برای مهم جلوه کردن، از خشم منفجرشونده برای به کرسی نشاندن نظر خود استفاده می‌کنید؟
آیا شما از خشم کنترل‌کننده و پافشاری بر یک سری شرایط خاص، برای احساسِ امنیت استفاده می‌کنید؟
آیا می‌دانید که تنها مسیح قادر است که در نهایت همۀ نیازهای شما را برآورده سازد؟
(فیلیپیان ۱۹:۴)
مطالبات خود را رها سازید
به جای اینکه از دیگران انتظار داشته باشید تا نیازهای درونی شما را برای داشتن محبت، اهمیت، و امنیت برآورده سازند، بیاموزید که برای برآورده شدن نیازهایتان به خداوند بنگرید.
"ای خداوند، با وجود اینکه دوست دارم محبت بیشتری را از سوی دیگران احساس کنم، می‌دانم که تو مرا بدون قید و شرط دوست می‌داری".
"با محبت ازلی تو را دوست داشتم، از این جهت تو را به رحمت جذب نمودم." (ارمیا ۳:۳۱).
"ای خداوند، با وجود اینکه دوست دارم اهمیت بیشتری را در نظر اطرافیانم احساس کنم، می‌دانم که در نظر تو من مهم هستم".
"فکرهایی را که برای شما دارم می‌دانم که فکرهای سلامتی می‌باشد و نه بدی تا شما را در آخرت امید بخشم." (ارمیا ۱۱:۲۹).
"ای خداوند، با وجود اینکه دوست دارم در روابطم امنیت بیشتری احساس نمایم، اما می‌دانم که در رابطه‌ام با تو از امنیت برخوردارم".
"خداوند با من است، پس نخواهم ترسید. انسان به من چه‌ تواند کرد؟" (مزمور ۶:۱۱۸).
"ای خداوند، با وجود اینکه دوست دارم که دیگران نسبت به نیازهای من بیشتر حساس باشند، اما می‌دانم که تو وعده داده‌ای که تمامی نیازهای مرا برطرف نمایی".
"قوّت الهیۀ او همۀ چیزهایی را که برای حیات و دینداری لازم است، به ما عنایت فرموده است، به معرفت او که ما را به جلال و فضیلت خود دعوت نموده،" (دوم پطرس ۳:۱).
طرز فکر و عقاید خود را تغییر دهید
گام‌های زیر را که در کتاب فیلیپیان ۸-۲:۲ ذکر شده‌اند، بردارید:
هدف‌تان این باشد که با مسیح هم‌فکر شوید.
نخست به فکر خود نباشید.
دیگران را بر خود مقدم دارید.
علایق دیگران را در نظر بگیرید.
از طرز فکر عیسی مسیح برخوردار باشید.
بر موضع و حقوق خود تأکید نکنید.
به دنبال راهی باشید تا قلب یک خادم را به نمایش بگذارید.
با روحیه‌ای فروتن سخن بگویید و رفتار کنید.
مشتاق باشید که نسبت به اميال و خواسته‌های انسانی خود بمیرید.
با خشم خود مواجه شوید
تعیین کنید که آیا خشم شما واقعاً قابل توجیه است.
در مورد پاسخ مناسب تصمیم بگیرید.
موضوع چقدر مهم است؟
اگر مسأله را ذکر کنم، آیا به هدف مطلوبی منجر خواهد شد؟
آیا باید خشم خود را تنها به حضور خدا اعتراف کنم؟
برای دریافت هدایت، به روح‌القدس تکیه کنید.
هنگام روبرو شدن با شخص مقابل، گفت ‌و شنودی سازنده را شکل دهید.
با قلبی عاری از بخشایش صحبت نکنید. پیش از صحبت کردن بیندیشید.
از عباراتی نظیر "چطور توانستی . . .؟" و یا "چرا نمی‌توانی . . .؟" استفاده نکنید.
از جملات شخصی استفاده کنید، مانند "من احساس می‌کنم که . . .".
مسائل و مشکلات گذشته را پیش نکشید. بر موضوعِ حاضر تمرکز کنید.
تصور نکنید که شخص مقابل در اشتباه است. به اظهارات و پاسخ‌های او از نقطه نظر دیگری گوش کنید.
انتظار درک سریع نداشته باشید. صبور باشید و با ملایمت به پاسخ دادن ادامه دهید.
با گفتن جملات زیر به خودتان، فیض خدا را نشان دهید:
"من خشم خود را بر روی صلیب مسیح قرار دادم."
"از این پس، من تحت کنترل خشم نخواهم بود."
"من با مسیح که در درون من زندگی می‌کند، زنده هستم."
"اجازه خواهم داد مسیح از طریق من ببخشاید."
"اجازه خواهم داد مسیح از طریق من محبت نماید."
"اجازه خواهم داد مسیح از طریق من حقیقت را آشکار سازد."
"‏‏‏‏‏با مسیح مصلوب شده‌ام ولی زندگی می‌کنم لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی می‌کند. و زندگانی که الحال در جسم می‌کنم، به ایمانِ بر پسر خدا می‌کنم که مرا محبّت نمود و خود را برای من داد." (غلاطیان ۲۰:۲).
پاسخ سریع به خشم
زمانی که دچار احساس خشمِ ناگهانی می‌شوید، از خود بپرسید، "آیا می‌توانم این شرایط را تغییر دهم؟" اگر می‌توانید، آن را تغییر دهید. اگر نمی‌توانید، آن را رها سازید.
اين آيات را بخوانيد و در آنها تعمق کنيد:
یعقوب ۲۰-۱۹:۱
امثال سلیمان ۲۲:۲۹
امثال سلیمان ۱۱:۲۹
امثال سلیمان ۱:۱۵ و ۱۸
امثال سلیمان ۲۴:۲۲
امثال سلیمان ۱۹:۱۹
افسسیان ۲۷-۲۶:۴
جامعه ۹:۷
مزمور ۴:۴