۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه

بخاطر عیسای مسیح



دورنمای یک ایماندار مسیحی کجا باید باشد؟
 
بی‏شک هر کدام از ما حداقل یکبار این جمله را، حالا از هر کسی، شنیدیم که " بخاطر تو..." من چنین کاری کردم. یا :" اگر بخاطر تو نبود..." یا :" بخاطر آن بود که..."؛ زمانی این عبارت بکار برده میشود که هیچ دلیل دیگری برای یاری به ما نبوده است؛ هیچ چیز نمیتوانست ما را بر آن دارد که آن را انجام دهیم؛ هیچ انگیزۀ دیگری برای ما کفایت نمیکرد تا خودمان را در چنین شرایطی قرار دهیم؛ مگر اینکه:" بخاطر...". بخاطر او شما مزایا خودتان را نادیده میگیرد. بخاطر او دست به کاری میزنید که قبلا هرگز نمی کردید. بخاطر او در چنان دشواری وارد شده و آن را متحمل میگردید، که قبلا هرگز حاضر نبودید برای هیچکس دیگری اینکار را انجام دهید مگر " بخاطر او."
شرایط دیگری نیز هست که ما مورد لطف و عنایت کسی قرار میگیرم، که او را نمی شناسیم، هرگز او را ندیده، یا هرگز با او مراوده‏ای نداشته و روابط نزدیکی نداشته‏ایم، اما چون شخصی که به ما یاری میرساند، شخصی را که ما میشناختیم را می شناسد، " بخاطر " آشنایی با آن شخص، دوستی با آن شخص، احترام به آن شخص، نزدیکی با آن شخص، به ما لطف کرده و ما را یاری میکند.
در هر دو حالت اشخاصی که " بخاطر " شخص دیگری کاری را انجام میدهند، نشان دهندۀ لطف و محبت به آن شخص ثالث را بروز میدهند. نشانۀ ارادت و صمیمیت به آن شخص. زیرا هیچ دلیل دیگری برای نشان دادن محبت و مهربانی به شخصی نیست، مگر اینکه " بخاطر " دوست داشتن و مهربان بودن به آن شخص، مرزها شکسته شده؛ مسافت طولانی تر طی شده، صورت چپ برگردانده شده است؛ فقط " بخاطر...".
در کتابمقدس میخوانیم که خدا بخاطر یعقوب لابان پدر زن او را برکت داد( پیدایش 30 : 27 ) و بخاطر یوسف، فوطیفار را برکت داد.( پیدایش 39: 3 ) لطفا دقت کنید نه لابان و نه فوطیفار از کسانی نیستند که گویای پرستش یهوه باشند یا از ایمانداران به خدای زنده. میتوان به قریب زیاد حدس زد هر دو نفر خدایان خود را میپرستیدند؛ اما جالب است که میبینیم، خدا آنقدر یعقوب و یوسف را دوست میداشت و آنقدر آنها در نزد خدا محبوب بودند، که خدا " بخاطر " آنها اربابهای آنها را برکت داد. خدا آنقدر داود را دوست داشت که بخاطر داود نخواست تا یهودا را، که داود از آن قبیله بود؛ را هلاک سازد( دوم پادشاهان 8: 19 ) هر چند پسر داود گناهکار بود و هرگز مانند پدر خود دوستدار یهوه صبایوت نبود، اما خدا باز " بخاطر " داود حکومت او را منقرض نساخت( اول پادشاهان 15: 4 )
همچنین کتابمقدس به ما نشان داده است که بارها و بارها خدا فقط " بخاطر اسم خود " رحمت و مهربانی خودش را به انسان نشان داده و میدهد. " ای خدا بخاطر اسم خود گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است."( مزمور 25: 11 ) و " بخاطر نام خود ای خداوند مرا زنده ساز. بخاطر عدالت خویش جان مرا از تنگی برهان. بخاطر رحمت خود دشمنانم را منقطع ساز. و همۀ مخالفان جان مرا هلاک کن زیرا که من بندۀ تو هستم." ( مزمور 143: 11-12 ) در تمام آیات بالا شما گویی چیزی را در گرو میبیند:" بخاطر "...چرا باید خدا گناه مرا بیامرزد؟ زیرا بخاطر اسم خودش. زیرا اسم او بزرگ است. چرا باید خدا مرا زنده سازد و بخاطر نام خودش مرا زنده سازد یا جانم را از تنگی برهاند یا دشمنانم را منقطع سازد؟ زیرا ما بندۀ او هستیم. زیرا ما مال او هستم. پس خدایا بخاطر بند‏ه‏گان خودت این را انجام بده. مزمورنویس مینویسد:" ای خدای نجات دهندۀ ما بخاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بیامرز."( مزمور 79: 9) خدا ما را، ما گناهکاران را، ما یاغیان و شورشیان به او را، ما دل ناپاکان و زبان ناپاکان و فکر ناپاکان را چگونه قادر است حتی نگاه کند؟ ما متعلق و مستوجب جهنم بودیم و هستیم. پس چطور خدا ممکن است حتی حاضر شود لحظه‏ایی به ما نگاه کند و ما را عفو بفرماید؛ فقط " بخاطر جلال نام خود "؛خدا بخاطر نام خود و جلال خود، بر ما ترحم کرده و ما را میبخشد. اما چگونه؟
 
عیسای مسیح بخاطر ما!
خدا بدهکار ما نیست که حالا " بخاطر " آن بدهی خودش، و " بخاطر " دین خودش به ما، ما را یاری فرماید، ما را نجات دهد؛ خدا هرگز نوک سوزنی به ما بدهکار نیست؛ این مائیم که در نزد خدا سراپا مقروض هستیم! ما تمام زندگی و حیات خود را مدیون خدا هستیم. با این حال مزمور نویس فریاد میزند:" ای خدای نجات دهندۀ ما بخاطر جلال نام خود ما را یاری فرما ". آیا خدا مجبور است که به این فریاد جواب بدهد؟ فریاد انسانی که با دست و میل و ارادۀ خود ، ساحت و محضر خدا را آلوده ساخت و بدلیل آلودگی خود، تمام هستی خداوند را آلودۀ نفس و ذات خویش ساخت و تا به آن حد پیش رفت که تمام زمین و آفرینش را آلودۀ گناه پلید خود ساخت و آنقدر خشم و غضب خدا را برانگیخت که او تصمیم بر نابودی هستی گرفت؟ آیا خدا باید به صدای این انسان گوش دهد؟خیر.ابدا. اگر یهوه، خدای زنده ما را نجات داده و میدهد تنها " بخاطر " فیض عظیم اوست. فقط " بخاطر " محبت بیکران اوست. و این خدای زنده و بی‏حرمت شده توسط انسان، این فیض و این محبت خود را " بخاطر " نجات ما بیچارگان توسط عیسای مسیح در اختیار تمام مردم دنیا گذاشت.
 اما ما نمیتوانیم درک کنیم که عیسای مسیح برای ما چه کرد اگر هنوز نتوانسته‏ایم درک کنیم که فاصلۀ عمیق بین ما و خدا هرگز وصل شدنی نبوده، نیست و نخواهد بود؛ تحت هر شرایطی و با اجرای هر شریعتی و اطاعت از هر مراسم دینی!زیرا شریعت و اجرای قوانین دینی، هرگز پر کنندۀ درۀ عمیق فاصله بین ما و خدا نخواهند بود، بلکه نشان دهندۀ آن. اکنون که عدم پر نشدن این درۀ فاصله بین ما و خدا را درک کردیم، سوال بعدی این است که این دره چگونه بوجود آمد؟ در ابتدا این دره نبود، در ابتدا انسان شبیه خدا بود. در نزد خدا بود. در جوار خدا بود. اما این نزدیکی و همجواری بدلیل عدم اطاعت انسان از فرمان خدا و اسیر خواست درون خود شدن، نه مطیع فرمان خدا شدن، از بین رفت؛ گناه یا شکستن قانون خدا روی داد، و انسان از حضور خدا رانده شد. دور شد؛ و بدین وسیله این درۀ فاصله بین خدا و انسان حاصل شد. انسان از آن زمان تا به امروز با این فاصله عمیق بین خود و خدا از رحم زن بدنیا می‏آید. انسان در زیستن در این فاصله است که تهی گشته و به پوچی میرسد. در داشتن این فاصله با خدای زنده است که حاضر است انسانی را به نام خدا کشته و هزاران نفر را به نام خدا به اسارت فکر و دین خود بگیرد. در بودن این فاصله با خداست که آدمی ، در سردرگمی و اضطراب و ناآرامی و ترس و وحشت و بزدلی یا کینه و انتقام و سخت دلی و کینه جویی و ریا و تمام شرارتهای دیگر خواهد زیست. عدم رشد گیاه برای سبز شدن و رشد کردن و میوه آوردن یا آب است یا نور؛ عدم رشد روحانی انسان برای صلح و بخشیدن و گذشت و وفاداری و فیض فقط دوری و فاصلۀ او با خداست. این فاصلۀ عمیق هرگز قابل پر شدن و قابل رد شدن نبوده و نیست و نخواهد بود. پس چه کسی قادر بود این فاصله را پر کند؟آیا خدا که خالق آسمان و زمین است از پر کردن این فاصله ناتوان خواهد بود؟آنجا که هیچکس و همه چیز و هر چیز بی‏پاسخ و ناتوان می‏نمایاند، یهوه وارد شده و به میمنت حضور خویش تمام نابسامانی‏ها، سامان میباند؛ و تمام غیرممکن‏ها ممکن میگردند. از جمله پر شدن این فاصله بین خود و انسان. "مبارک باد آنکس که بنام خداوند می‏آید." اگر خداوند خودش نمی‏آمد، و خودش نمیخواست تا این فاصله پر شود، مدیون هیچکس نبود و این فاصله هرگز پر نمیشد!پس خدا بخاطر فیض و گذشت خود پا پیش گذاشت و تصمیم گرفت تا خودش این فاصله را بین خود و انسان پر کند؛ خودش. نه قوانین، نه شریعت ، نه فلسفه، نه اصول انسانی، نه ارتش، نه سیاست و نه حکومت! بلکه خودش. چرا؟ " بخاطر اسم خود ". چرا؟ " بخاطر جلال نام خود ". اما خدا چطوری بخاطر اسم و جلال نام خود این فاصلۀ بین خود و انسان را پر کرد؟ " از ازل کلمه بود. کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود...پس کلمه انسان شد و در میان ما ساکن گردید."( یوحنا 1: 1 و 14 )
از این زمان خدا بخاطر انسان و بخاطر پر کردن فاصلۀ عمیق بین خود و انسان، و رهایی و نجات این انسان که در این فاصله از بین میرفت، وارد زمین شد. و بخاطر انسان و بخاطر نجات انسان و بخاطر رهایی انسان و بخاطر بازگرداندن انسان و بخاطر قلب پر از گذشت و مهربان و نام پرجلال خود؛ راه جلجتا را طی نمود. راهی بس مخوف و بس رنجبار؛ آنطور که:" خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها و رنج دیده و مثل کسی که رویها را از او بپوشانند و خوار شده که او را به حساب نیاوردیم...غمهای ما را بر خود گرفت...دردهای ما را بر خویش حمل نمود...زحمت کشیده و مضروب و مبتلا...بسبب تقصیرهای ما مجروح و بسبب گناهان ما کوفته گردید...مظلوم شد اما تواضع نموده دهان خود را نگشود. مثل بره‏ایی که برای ذبح میبرند...همچنان دهانش را نگشود..." ( اشعیاء 53: 3 – 10 ) تمام اینها را عیسای مسیح بخاطر گناهان ما متحمل گشت. وقتی مزمور نویس در اوج سیاهی و درد و مرگ و ناتوانی خویش فریاد زد که :" ای خدای نجات دهندۀ ما بخاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بیامرز " خدا این " نجات " و این " یاری " و این " بیامرز " را به راه جنگ و لشکر‏کشی و فتح سرزمین ها به ضرب شمشیر به انسان نداد، بلکه به  شیوه‏ایی که اشعیاء نبی از زندگی و مرگ عیسای مسیح برای ما در بالا ترسیم نموده بود. بی‏شک مزمورنویس هرگز نمیدانست که این تنها راه " نجات و یاری و آمرزیدن " گناهان و رهایی او میباشد؛ یعنی تنها راه پر شدن این فاصلۀ عمیق بین خدا و انسان؛ اما خدا بخوبی میدانست و این راه را " بخاطر اسم خود " و " بخاطر رافت قلب خویش " و " بخاطر محبت و فیض خود " بر روی زمین طی نمود. پولس رسول چه زیبا این را برای ما بیان میکند:" چون در صورت خدا بود با خدا برابر بودن را غنمیت نشمرد. لیکن خود را خالی کرده صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد. و چون در شکل انسان یافت شد خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید." ( فیلیپیان 2: 6-8 ) تمام این خالی شدن عیسای مسیح از الوهیت خدایی خود، تمام این خالی کردن و صورت غلام گرفتن و در شباهت مردمان شدن و فروتن ساختن و تا به موت بر صلیب مطیع شدن را؛ عیسای مسیح، خدای متجسم، " بخاطر " نجات ما انجام داد. " بخاطر " رهایی ما. اکنون سوال اینجاست اگر خدای زنده، سازنده آسمان و زمین؛ مطلق بر همه چیز؛ احیاء کننده و نابود کننده؛ " بخاطر " ما یک چنین دردی را در صلیب رفتن عیسای مسیح متحمل شد، طوری که حتی بر بالای صلیب نتوانست بر مسیح نظر کند؛ و عیسای مسیح؛ او که آسمان و زمین برای او خلق شد، در جلال پدر شریک و مانند او پر جلال، نان حیات، آب زندگی، پادشاه پادشاهان؛ " بخاطر " ما در چنین دردی مبتلا شد که به مدت یک ساعت دعا نمود تا این جام را از دست پدر بنوشد؛ و " بخاطر " ما اینچنین کوبیده شده و مطرود دنیا و انسان شد و خوار و لعنت شده محسوب گشت، و با تن گرانبهای مصلوب خویش پلی ساخت تا فاصلۀ بین ما و خدا را برای همیشه پر کرده و ما بواسطۀ او به نزد خدا بازگردیم؛ ما " بخاطر " او چه می‏‏کنیم؟
ما " بخاطر " عیسای مسیح!
بیایید مثل بچه‏های تنبل و نغنغو نباشیم که بگوییم:" خب ما بخاطر مسیح همدیگر را دوست داریم!" یا بخاطر مسیح فروتن خواهم بود، یا گذشت خواهیم داشت؛ من و شما این خصایل پسندیدۀ روح مقدس را بخاطر مسیح و زدن گُل به جمال مسیح بکار نمیبریم! آنها زندگی روزانۀ ما در مسیح باید باشند. زیرا آنها از ما نبودند و نیستند، آنها میوۀ روح‏القدس هستند. به ما داده شده اند. این مسیح عیسی است که بخاطر اینکه ما را دوست دارد و تا به آخر ما را محبت نمود، آن را به ما داد. ما دیگران را دوست داریم چون مسیح ما را دوست داشت. ما فروتن میگردیم، چون مسیح فروتن شد. ما میبخشیم چون مسیح بخشید. ما اینها را بخاطر مسیح انجام نمیدهیم، اینها را بخاطر نشان دادن اینکه شاگرد مسیح هستیم نشان میدهیم. عدالت شما کجاست؟آیا فکر میکنید که شاگرد از ارباب خودش بالاتر است؟ یا غلام با ارباب خویش باید یکی باشد؟آنچه را که مسیح بخاطر ما متحمل گشت چنان پهنا و درازا و عمق دارد که پولس برای ما دعا میکند تا فقط آن را درک کنیم!ای کاش تا پایان این نامه همۀ ما آن را درک کنیم!آنچه که عیسای مسیح بخاطر ما در زمانی کوتاه مدت از دست داد، تا تمام عمر زمینی ما قناعت میکند تا ما بخاطر او بخواهیم زندگی خود را به او تقدیم نماییم. سه سال خدمت زمینی او چنان پر از تلاطم و پر از آشوب و خواری و توهین و خیانت و سردی و دلشکستگی و اشک و ناله بود که تمام سالیان عمر آدمی را به مدت دوهزار سال مفتون خود ساخته است!حالا فکر کنید که ما بخاطر عیسای مسیح چه باید کنیم؟
ما نه تنها نمیتوانیم بخاطر مسیح کمتر از او رنج و عذاب ببینیم، همچنین بخاطر مسیح نمیتوانیم مثل او عذاب ببینیم. ما نمیتوانیم مثل او از روح‏القدس بدنیا بیاییم، مثل او بیگناه بدنیا بیاییم، مثل او برای کفارۀ گناهان بر صلیب مصلوب شویم؛ اما میتوانیم راهی که او را از ناصره تا به جلجتا برد را بدنبال او طی کنیم. و طی نمودن این راه، بخاطر مسیح نیست، بلکه بخاطر خود ماست تا لایق و شایستۀ آن جلالی که به ما وعده داده شده است باشیم، اما در این راه قرار گرفتن بخاطر آن کاری است که عیسای مسیح برای نجات ما از هلاکت ابدی انجام داده است.
ما بخاطر مسیح میتوانیم فحش‏ها را متحمل شده و جفاها را متحمل شده و بخاطر او هر سخن زشتی را بشنویم( متی 5: 11 ) ما میتوانیم بخاطر مسیح مورد نفرت دنیا و انسان در گناه قرار گیریم( متی 24: 9 ) ما بخاطر مسیح میتوانیم تمام روز مانند گوسفندان ذبح شده که به قربانگاه خود میرود باشیم( رومیان 8: 36 ) ما میتوانیم بخاطر مسیح جاهل و نادان محسوب گردیم( اول قرنتیان 4: 10 ) ما شاید نتوانیم بخاطر نجات و فیضی که از جانب مسیح عاید ما شده ما او مصلوب گردیم اما بخاطر مسیح میتوانیم از ضعفها و رسوایی‏ها و احتیاجات و زحمات و تنگی‏های زندگی خود شاد باشیم( دوم قرنتیان 12: 10 ) و نهایتا به این بیان شیوا و کامل پولس رسول میرسیم که چگونه او زندگی یک مسیحی در ایمان را برای ما ترسیم میکند که او بخاطر مسیح چه میتواند انجام دهد. او مینویسد:" اما آنچه مرا سود میبود آن را بخاطر مسیح زیان دانستم. بلکه همه چیز را نیز بسبب فضیلت معرفت خداوند خود مسیح عیسی زیان میدانم که بخاطر او همه چیز را زیان کردم و فضله شمردم تا مسیح را دریابم."( فیلیپیان 3: 7-8 ) 
پولس میگوید هر آنچه که برای او منفعت و سود داشته است؛ او از جیب خالی بخاطر مسیح نمی‏بخشد!او میگوید هر آنچه که برای او سود داشته است؛ مگر نه اینکه انسان مدام در پی سود و منفعت خویش است، اشتباه نکنید در این هیچ اشکالی نیست، اما وقتی یکنفر تمام عمر خود را در پی جمع کردن این سود و منفعت بوده، و اکنون حاضر است تا آن را ببخشد، بنظر میرسد این کمی برای دنیای امروز و بعضی از مسیحیان نارس اشکال ایجاد میکند!پولس میگوید من منفعت و سود بدست آوردم اما همۀ آن را بخاطر مسیح دیگر نه تنها برای خودم سود و منفعت نمیدانم بلکه زیان. تنها بخاطر مسیح. سپس پولس کمی بیشتر این را برای ما میشکافد. او نه تنها میگوید تمامی منفعت و سود خود را بخاطر مسیح زیان دانسته، بلکه همه چیز را بدلیل اینکه او قصد دارد تا مسیح عیسی را بشناسد زیان میداند، همه چیز را؛ یعنی چه؟یعنی هر آنچه که باعث میگردد تا او به " فضیلت معرفت خداوند خود مسیح عیسی " دست نیابد را برای خود زیان دانسته و آن را ناچیز و مانند فضله و آشغال میداند. تنها بخاطر مسیح. پولس میگوید تمام سود و منفعت خود را بخاطر مسیح زیان دانسته و همه چیز را که باعث عدم شناخت مسیح عیسی برای او میگردد را دور انداخته، از آن فاصله گرفته، آن را برای خود ضرر دانسته و آن را فضله به حساب می‏آورد.
 
سوال اینجاست: من و تو چه منفعت و سودی را حاضر هستیم بخاطر مسیح زیان بدانیم؟ سود دانش، استعداد، فهم، درک، نبوغ، ثروت، قدرت؛ آیا ما حاضر هستیم این فواید خود را بخاطر مسیح اگر ما را از شناخت معرفت عیسای مسیح دور میسازد را آشغال و زیان بدانیم. اگر دانش داریم، اما اگر بخاطر مسیح مفید نیست، طوری عمل کنیم که گویی نادانی بیش نیستیم. اگر استعداد داریم، اما اگر بخاطر مسیح بکار نمیرود، آن را بکار نبریم. زبان داریم، میتوانیم حرف بزنیم؛ اما اگر بخاطر مسیح و جلال دادن نام او نیست خاموش بمانیم. آیا میتوانیم حقارتها و بیماری‏ها و شکنجه‏ها و توهین‏ها را بخاطر مسیح تحمل کنیم؛ اگر نه، پس هنوز ندانسته ایم که این همان راه مسیح از ناصره تا جلجتا بود، اگر که امروز ادعا میکنیم در این راه پشت سر او میرویم. پولس می‏نویسد:" بنابر این از ضعفها و رسوایی‏ها و احتیاجات و زحمات و تنگی‏ها بخاطر مسیح شادمانم زیرا که چون ناتوانم آنگاه توانا هستم." ( دوم قرنتیان 12: 10) 
 
برادر و خواهر عزیز در مسیح!
مسیح بخاطر رهایی و نجات ما از هلاکت ابدی، از عذاب و خشم داوری خدا، از دوری ابدی از صلح و آرامش جاودان؛ مسیح بخاطر ما، درست زمانی که او میتوانست تنها بر تخت جلال با پدر نشسته و شاهد این داوری باشد، اما بخاطر ما از مقام و الوهیت خویش مدت زمانی دست کشید، و تمامی عذاب و خشم و داوری الهی را بر خود گرفت و آنها را پذیرفت؛ او بخاطر گناهان ما و کفاره و پرداخت جریمۀ آن حاضر شد بر بالای صلیب جان خود را فدا کند. 
اکنون ما بخاطر مسیح حاضر هستیم چه چیزی را فدا کنیم؟نمیتوانیم مانند او بر صلیب برای کفارۀ گناهان خود بمیریم، اما آیا نمیتوانیم بخاطر او هر روزه در این دنیای تاریک و پر از گناه، مانند او و بخاطر او تمامی سود و منفعت و هر آنچه که امتیاز و برتری را به ما میدهد اما عیسای مسیح را از ما میگیرد را از زیان بدانیم تا بتوانیم عیسای مسیح خداوند را بدست بیاوریم و هرگز او را از دست ندهیم؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر