۱۳۹۳ مهر ۹, چهارشنبه


ایلیاء نبی، شخصیت و خدمت او



نبی آتشین اسرائیل!
در این مقاله شما میخوانید:
مقدمه ایی برای ورود ایلیاء نبی در تاریخ اسرائیل
آغاز سه سال خشکسالی و قحطی اسرائیل با آغاز خدمت ایلیاء نبی
در بالای کوه کرمل 
ضعف و ناتوانی ایلیاء نبی قدرتمندترین نبی اسرائیل
بازگشت ایلیاء نبی به خدمت
صعود ایلیاء نبی به آسمان
ایلیاء نبی در عهد جدید: ایلیاء نبی و عیسای مسیح
پایان سخن
مقدمه ایی برای ورود ایلیاء نبی در تاریخ اسرائیل
نام عبرانی ایلیاء یعنی " یهوه خداست". او اهل تشبه، روستایی در جلعاد که در سرزمین جاد بخش شمالی سرزمین اسرائیل بود بدنیا آمده و در آنجا رشد کرده بود. از اینرو معروف بود به " ایلیاء تشبی"( اول پادشاهان 17: 1 ). ما هیچ از زندگی شخصی او، خانواده، همسر یا فرزندان او( اگر داشته است) خبری نداریم. هر چند نمیتوانیم او را جزیی از انبیاء بزرگ اسرائیل مانند، اشعیاء نبی، حزقیال یا ارمیاء نبی قرار دهیم یا جزیی از انبیا کوچک مانند عاموس نبی، یونس نبی. زیرا همۀ این انبیاء نوشته یا کتابی از خود یا به نام خود در مجموعۀ کتابمقدس دارند. اما ما هیچ نوشته یا کتابی از ایلیاء نبی نداریم؛ به جز نامه ایی که او به یهورام پادشاه یهودا نوشت و او را به گناهان و شرارت او توبیخ نمود و ما آن را نه در اول یا دوم پادشاهان بلکه در کتاب دوم تواریخ میخوانیم. ( دوم تواریخ 21: 12 ) بی شک ایلیاء نبی که در نوشتجات عهد جدید همچنین به الیاس نیز ملقب شده یکی از قدرتمندترین انبیاء اسرائیل میباشد. او به همراه خنوخ تنها دو شخصیت کتابمقدس هستند که هرگز طعم مرگ جسمانی را نچشیدند و زنده به آسمان صعود کردند. ( پیدایش 5: 24 و دوم پادشاهان 2: 11-12) نه تنها خدمت ایلیاء نبی در اسرائیل بسیار قدرتمند و شگفت انگیز بود، صعود او به اسمان نیز قدرتمند و شگفت انگیز بود. با یک ارابۀ آتشین و اسبان آتشین در یک آن ربوده شد. تاثیر بسزای او بر تاریخ اسرائیل آنقدر گویا و هویداست که کلام خداوند به قوم وعده میدهد قبل از آمدن مسیح موعود، ایلیاء نبی بار دیگر بر روی زمین ظهور خواهد کرد. ( کتاب ملاکی 4: 5 و متی 11: 14 و 17: 11 )
در ضمن قدرت عظیم ایلیاء نبی با صعود او به اسمان پایان نمی یابد بلکه در شاگرد او الیشع نبی ادامه می یابد. در حقیقت خداوند در ایلیاء نبی و پس از او در الیشع نبی پیامی زنده و گویا در خصوص قدرت خود به اسرائیل فرستاد، لیکن قوم اسرائیل آن را هرگز درک نکرد. 
خدمت ایلیاء نبی در اسرائیل در یکی از بغرنج ترین برهۀ تاریخی اسرائیل است. او پس از هفتمین پادشاه سرزمین شمالی، اسرائیل، پدیدار میشود. یعنی در زمان پادشاهی اخاب پسر  عُمری در شهر سامره. پس از جدایی اسرائیل( ده قبیلۀ شمالی) از یهودا ( دو قبیلۀ جنوبی) و آنچه یربعام پسر نباط در اسرائیل پایه گذاری نمود، یعنی ایجاد دو بتکده با دو گوسالۀ طلایی در شمال( شهر دان) و جنوب( شهر بیت ئیل) و تشویق کردن مردم اسرائیل به پرستش آنها، سرزمین اسرائیل در سقوط روحانی شدیدی قرار گرفت. این سقوط نه تنها رو به وخامت میرفت بلکه بیشتر و بیشتر خشم خدا را بر ضد اسرائیل برمیانگیزانید. به همین دلیل پس از یربعام پسر نباط( اولین پادشاه اسرائیل) و شش پادشاهی که پس از او به قدرت رسیدن و به دلیل گناهان و فساد این پادشاهان، شما بارها این آیه را میخوانید که آنها " خشم یهوه را به هیجان آوردند." ( اول پادشاهان 15: 30 و 16: 2 و 13) تا اینکه زمان پادشاهی اخاب پسر عُمری میرسد. و آنچه که اخاب در اسرائیل انجام میدهد. در مقدمه ایی که به ورود ایلیاء نبی در تاریخ اسرائیل میانجامد، میخوانیم " و اخاب بن عُمری در سال سی و هشتم آسا پادشاه یهودا بر اسرائیل پادشاه شد و اخاب بن عُمری بر اسرائیل در سامره بیست و دو سال سلطنت نمود. و اخاب بن عُمری از همۀ آنانی که قبل از او بودند در نظر خداوند بدتر کرد. و گویا سلوک نمودن او به گناهان یربعام بن نباط سهل میبود که ایزابل دختر اتبعل پادشاه صیدون را نیز به زنی گرفت و رفته بعل را عبادت نمود و او را سجده کرد. و مذبحی به جهت بعل در خانۀ بعل که در سامره ساخته بود برپا نمود. و اخاب اشیره را ساخت و اخاب در اعمال خود افراط نموده خشم یهوه خدای اسرائیل را بیشتر از جمیع پادشاهان اسرائیل که قبل از او بودند به هیجان آورد." ( اول پادشاهان 16: 29- 33 از ترجمۀ قدیم) زن اخاب، ایزابل، ملکۀ اسرائیل، برای بتها و بتکده های متعددی که در اسرائیل بنا کرده بود انبیاء فراوانی را استخدام کرده تا آنها در خدمت این بتکده ها بوده و پرستش این خدایان را در اسرائیل رواج بدهند. او با پول و ثروت سرزمین اسرائیل این انبیاء بت ها بعل و اشیریم را کمک مالی کرده و آنها دائما در حضور همسر اخاب بودند.( اول پادشاهان 18: 19 ) درست در این زمان است که بلافاصله در بخش هفدهم این کتاب و در پایان این اعمال اخاب ما نام ایلیاء نبی اهل تشبی را در همان آغاز فصل 17 میخوانیم.
آغاز سه سال خشکسالی و قحطی اسرائیل با آغاز خدمت ایلیاء نبی
وقتی ایلیاء نبی پا در تاریخ سرزمین اسرائیل میگذارد با نصیحت کردن و پند دادن به اخاب پادشاه اسرائیل نیست، بلکه با دعا و نبوتی که به مدت سه سال قحطی و خشکسالی را وارد اسرائیل میکند.( عیسای مسیح میفرماید این دوران قحطی سه سال و شش ماه بود. لوقا 4: 25 ) او این پیام را برای پادشاه اسرائیل میفرستد. " به حیات یهوه خدای اسرائیل که به حضور او ایستاده ام قسم که در این سالها شبنم و باران جز به کلام من نخواهد بود." ( اول پادش. 17: 1 ) برای ایلیاء نبی فرمان خدا کاملا مشهود و آشکار بود و او فرستاده شده بود تا دقیقا آن را اجرا کند: اسرائیل را در گناهان خود محکوم ساخته و قدرت یهوه خدای اسرائیل را به قوم اسرائیل نشان دهد و به آنها نشان دهد که این خدای اسرائیل است که زنده، پرقدرت و ازلی است نه خدایان دست ساختۀ انسان. برای نشان این قدرت خدای زنده، زمانی که تمام اسرائیل در قحطی بود، ایلیاء نبی توسط پرندگان خوراک داده شد( آیۀ 6 ) منزل پیرزن را به دلیل اطاعت او از کلام نبی در صیدون در تمام این سه سال و شش ماه برکت داد که آنها هرگز گرسنه نماندند.( آیۀ 15) پسر مُردۀ پیرزن را زنده کرد تا قدرت خدای زندۀ اسرائیل را نشان دهد.( آیۀ 22 ) پس از این وقایع در خانۀ پیرزن او به این حقیقت در بارۀ ایلیاء نبی اعتراف میکند. " الان از این دانستم که تو مرد خدا هستی و کلام خداوند در دهان تو راست است." ( ایۀ 24 ) فصل 17 با کلام ایلیاء نبی از جانب خدا آغاز میشود و با زنده و پرقدرت بودن کلام خدا از جانب ایلیاء نبی پایان میبابد. این همان نیاز مبرم اسرائیل بود، تشنگی و درک اینکه کلام خدای اسرائیل قدرتمند است در قیاس با خدایان ساختۀ انسان و خدایان دروغین.
در بالای کوه کرمل 
این سه سال و شش ماه قحطی چگونه پایان یافت؟ پایان سه سال و شش ماه خشکسالی با نشان دادن قدرت عظیم خدا توسط ایلیاء نبی با نشان قدرت عظیم خدا به پایان رسید و پس از آن باران! قبل از این واقع عظیم، ایلیاء نبی با اخاب پادشاه اسرائیل چهره به چهره میشود و پادشاه اسرائیل در خشم و نفرت رو به ایلیاء کرده و میگوید " آیا تو هستی که اسرائیل را مضطرب میسازی؟" ( 18: 17 ) ایلیاء نبی به چشمان پادشاه نگاه کرده و با شهامت و دلیری پادشاه را توبیخ میکند " من اسرائیل را مضطرب نمیسازم بلکه تو و خاندان پدرت چونکه اوامر خداوند را ترک کردید و تو پیروی بعلیم را نمودی." ( ایۀ 18 ) در آن روز ایلیاء نبی از اخاب خواست تا تمامی انبیاء بعل و اشیریم را برای بالای کوه کرمل حاضر کنند تا آنها قدرت خدایان خود و ایلیاء نبی قدرت خدای زندۀ اسرائیل یهوه را به مردم نشان دهند تا خود مردم ناظر قدرت خدای حقیقی باشند. قریب به چهارصد و پنجاه نفر از انبیاء بعل و اشیریم یک طرف و ایلیاء نبی در یک طرف! آن روز خداوند دعای ایلیاء نبی را مستجات ساخته و آن را با آتشی مهیب از آسمان پاسخ میدهد. ایلیاء نبی در آن روز با یک غیرت روحانی تمام انبیاء بعل را قتل عام میکند. بلافاصله میخوانیم که قحطی در اسرائیل پایان یافته و خداوند باران را میفرستد. 
ضعف و ناتوانی ایلیاء نبی قدرتمندترین نبی اسرائیل
همۀ ما گمان میبریم که پس از چنین پیروزی عظیم، ایلیاء نبی قادر است که قلب اسرائیل را به یهوه برگرداند، اما متاسفانه با رسیدن خبر گرفتن انتقام از او بخاطر کشتن انبیاء بعل از جانب همسر اخاب، ایزابل، تمام آن شهامت و جسارت ایلیاء نبی گویی ناپدید میشود. او برای جان خود آنقدر هراسان و ترسان شده که تقریبا 300 کلیومتر فرار کرده و از کرمل به بئرشبع که در یهودا بود آمده و در غاری پنهان میشود. در این غار است که به دلیل ترس و اضطرابی که بر ایلیاء نبی ریخته میشود او آرزوی مرگ خود را میکند( 18: 4 ) در چنین شرایطی است که ایلیاء نبی نگرش خود را نسبت به یهوه خدای دوراندیش و دانا کمی از دست داده و گمان میکند که او تنها انسان و تنها فرد باقی مانده روی زمین است که توسط خدا برگزیده شده و همه بی خدا و کافر هستند. ( ایۀ 10 ) او غیرت عظیمی برای یهوه داشت اما این غیرت مانع شده بود تا فیض عظیم خود را نسبت به برگزیدگان او در مشیت و ارادۀ الهی او ببیند. پولس رسول از این ضعف ایلیاء نبی در نوشتۀ خود به ایمانداران روم یاد میکند( رومیان 11: 2- 4 ) که چگونه نبی خدا قادر نبود در بطن فساد و شرارت موجود دنیا ارادۀ خدا را ببیند که فیض خدا همواره با برگزیدگان اوست و او از میان این همه آشوب و شرارت و گناه هنوز برگزیدگان خود را برای خود حفظ میکند، یعنی تا به آخر آنها را برای خود حفظ میکند. ( آیۀ 18 )
بازگشت ایلیاء نبی به خدمت
پس از این دوران ناتوانی نبی، خداوند بار دیگر او را به ماموریتی دیگر میفرستد تا او بار دیگر اخاب پادشاه گناهکار اسرائیل را برای عمل فاسد او مخاطب قرار داده و او را توبیخ کند. و ایلیاء نبی دقیقا چنین میکند. اخاب چشم به تاکستان نابوت یزرعیلی داشت و از او میخواهد که این تاکستان را به او بفروشد اما نابوت میگوید که این تاکستان متعلق و میراث پدران اوست و آن را نخواهد فروخت. اخاب از این پاسخ چنان افسرده میشود که تا مدتی چیزی نمیخورد! زن او ایزابل که قدرت خود را قبلا نشان داده بود به او میگوید او تاکستان را برایش خواهد گرفت. او نامه ایی به نام اخاب مینویسد، با مهر اخاب آن را مهر میکند و به گروهی از مشایخ شهر که از دوستان نابوت بودند میگوید توسط شاهدین دروغ بر ضد نابوت شهادت بدهید که او بر ضد خدا و پادشاه کفر گفته است تا او را در ملاء عام سنگسار کنند.( آیا برای شما این آشنا نیست؟ شبی که مسیح روبروی دادگاه یهود ایستاد و آنها بر ضد او شهادت دروغ داده تا او را مصلوب کنند.)
مشایخ چنین میکنند و نابوت یزرعیلی ناجوانمردانه کشته شده و تاکستان او را اخاب تصاحب میکند. در این زمان است که خداوند ایلیاء نبی را برای مخاطب قرار دادن و توبیخ کردن اخاب نزد او میفرستد. و ایلیاء نبی نبوت میکند که به دلیل شرارت و عملی که او انجام داد، خداوند نسل اخاب را از روی زمین بر میاندازد و دیگر کسی از او باقی نمیماند تا بر تخت پادشاهی اسرائیل بنشیند و همسرش ایزابل را به طرزی فجیع از زمین برخواهد داشت.( 21: 21- 24 )
ادامۀ خدمت ایلیاء نبی به بخش بعدی کتاب پادشاهان میرسد. و این خدمت بلافاصله با توبیخ کردن پسر اخاب، اخزیاء دنبال میشود. اخزیاء از بلندی افتاده و بیمار شده و او برای بازجویی نحوۀ شفاء و بهبودی خود نزد انبیاء و کاهنان خدایان و بتهای بعل زبوب خدای عقرون میفرستد. خداوند ایلیاء نبی را با یک پیام که سه بار در یک بخش تکرار شده است نزد اخزیاء میفرستد. " آیا از این جهت که خدایی در اسرائیل نیست شما برای سوال نمودن از بعل زبوب و خدای عقرون میروید." ( دوم پادشاهان 1: 3 و 6 و 16 ) در این سه بار خداوند بار دیگر قدرت خود را در پاسخ دادن به دعای ایلیاء نبی در فرستادن آتش از آسمان نشان میدهد، آن هم نه یک بار بلکه دو بار.( دوم پادشاهان 1: 10 و 12 ) اخریاء پادشاه اسرائیل پسر اخاب از این بیماری شفا نیافته و بر طبق کلام خدا میمیرد. پس از این ماجرا ما ماجرای صعود ایلیاء نبی به آسمان را داریم. 
 صعود ایلیاء نبی به آسمان
ورود ایلیاء نبی به تاریخ اسرائیل با نشان قدرت خداوند در فرستادن قحطی، در فرستان نان و خوراک، در زنده کردن پسر مُردۀ پیرزن،در فرستادن آتش مهیب از آسمان، در فرستادن باران آغاز شده و ادامه میابد و خروج او نیز با قدرت و آتش عظیم از جانب خدا رقم میخورد. او بار دیگر قدرت خدای اسرائیل را در باز کردن دریای سرخ تا قوم از آن عبور کند را با باز کردن رود اردن با زدن ردای خود بر رود به یاد قوم میاورد( دوم پادش. 2: 8 ). اما قبل از ترک کردن زمین ایلیاء نبی با اطاعت کردن از فرمان خدا و ایفاء کردن نقش رهبر روحانی خود بر اسرائیل، شاگردی را پس از خود مسح میکند که خدمت آغاز شدۀ او را ادامه دهد. کلام خداوند میگوید " و چون ایشان میرفتند و گفتگو میکردند اینک عرابۀ آتشین و اسبان آتشین ایشان را از یکدیگر جدا کرد و ایلیاء در گردباد به آسمان صعود نمود. و چون الیشع این را بدید فریاد برآورد که ای پدرم ای پدرم عرابۀ اسرائیل و سوارانش؛ پس دیگر او را ندید و جامۀ خود را گرفته آن را به دو حصه چاک زد. " ( دوم پادشاهان 2:11- 12 ) الیشع ردای ایلیاء نبی را بر روی زمین جا مانده بود را برداشته و میگوید " یهوه خدای ایلیاء کجاست؟" سپس او ردا را بر رود اردن زده و رود بار دیگر باز شده و او در خشکی از رود عبور میکند. این ردای ایلیاء نبی نبود که معجزه کرده بود بلکه یهوه خدای ایلیاء نبی بود که به ردا فرمان داده بود، به رود فرمان داده بود و طبیعت را مطیع فرمان خود کرده بود.
ایلیاء نبی در عهد جدید: ایلیاء نبی و عیسای مسیح
همانطور که در آغاز قید کردم، شخصیت ایلیاء نبی و تاثیر او بر تاریخ اسرائیل چنان بی نظیر بوده است که حضور او، معجزات او، نام او در طول خدمت زمینی عیسای مسیح خود را آشکار میسازد. یحیای تعمید دهنده به او تشبیه شده است. ( دوم پادشاهان 1: 8 و متی 11: 14 ) مسیح به او تشبیه شده است.( متی 16: 14 و یوحنا 1: 21) این موسی و ایلیاء نبی هستند که بر کوه بر مسیح نازل شده و با او گفتگو میکنند.( متی 17: 3 )عیسای مسیح یکی از وقایع زندگی ایلیاء نبی در خصوص سه سال و شش ماهی که در اسرائیل قحطی بود و ایلیاء نبی نزد پیرزنی به صور و صیدون فرستاده میشود را با رهبران یهود در میان میگذارد.( لوقا 4: 22-26). پولس رسول از او یاد میکند( رومیان 11: 2- 4 ) و یعقوب نیز از او مینویسد. ( یعقوب 5: 17 )
وقتی نویسندۀ انجیل به ما میگوید که موسی و ایلیاء نبی بر بالای کوه بر مسیح ظاهر شدند قصد داشت تا چه چیزی را به خوانندۀ خود تفیهم کند؟ عیسای مسیح آن نبی وعده داده شده توسط موسی است. عیسای مسیح آن نبی قدرتمندی است که با معجزات خود ایلیاء نبی را به یاد قوم میاندازد. ایلیاء نبی بر طبیعت فرمان داد، عیسای مسیح نیز بر طبیعت فرمان داد. ایلیاء نبی آرد را برکت داد، عیسای مسیح نان را برکت داد. ایلیاء نبی پسر مُرده را زنده کرد، عیسای مسیح دختر یایروس، ایلعازر را از مرگ زنده کرد. ایلیاء نبی غیرت خود را به یهوه نشان داد، عیسای مسیح غیرت خود را به یهوه در به هم زدن بازار معبد نشان داد. ایلیاء نبی مستقیما شرارت و گناه پادشاهان اسرائیل را توبیخ کرده و آنها را مخاطب قرار داد، عیسای مسیح متسقیما ریاکاری و شرارت فریسیان و رهبران مذهبی قوم را توبیخ کرد و آنها را مخاطب قرار داد. ایلیاء نبی در ارابۀ آتشین و اسبان آتشین روبروی چشم شاگرد خود به آسمان صعود کرد، عیسای مسیح بر ابرها در حضور شاگردان خود به آسمان صعود کرد.
پایان سخن
اگر ایلیاء نبی قدرتمندترین نبی اسرائیل بوده که هست، چقدر عیسای مسیح باید قدرتمندتر باشد که اعمال او به یاد آورندۀ ایلیاء نبی در اذهان عموم مردم اسرائیل بود؟ چقدر عیسای مسیح، خداوند و نجات دهندۀ ما باید قدرتمند باشد که بر خلاف ایلیاء نبی، که طعم مرگ را نچشید، برای شرارت و گناهان قوم اسرائیل و تمام دنیا، از فرمان و ارادۀ خدا اطاعت کرد، خود را تسلیم مرگ بر صلیب کرد، برای گناهان ما توبیخ شد، کوبیده شد، توهین شد، و به مرگی جانکاه و ذلت بار تن داد سپس قبر را پس از سه روز ترک کرد، مرگ را شکست داد، و پیروزمند رستاخیز نمود و بدن رستاخیز یافتۀ خود را به شاگردان خود عیان ساخت. چقدر عیسای مسیح ما باید قدرتمند باشد که امروز تمامی قدرت آسمان و زمین به او داده شده است، چقدر باید محبت او باید قدرتمند باشد که هیچ قدرت و هیچ نیروی پلید و اهریمنی قادر نیست ما را از این محبت او جدا سازد، چقدر عیسای مسیح ما قدرتمند است که کلیسایی را بر روی زمین و در  قلب و جان و ایمان عزیزان خود بنا کرده که هیچ نیروی شیطانی قادر به شکست دادن آن نیست. 
آری امروز کسی والاتر و پرقدرت تر از ایلیاء نبی، از سلیمان، از موسی از ابراهیم در میان ما ایستاده است در قلب و فکر و جان ما. نامش عیسای مسیح است. عمانوئیل، خدا با ما. آیا او را داری؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر