به دنبال من بیا ( 6 )
.
از خلقت دنیا تا تولد عیسای مسیح
...و خدا جسم گرفت
مروری بر سفرهای قبلی!
در پنج سفر قبلی خود دیدیم که خدا در همان روز ابتدای خلقت مسیح را به انسان گناهکار وعده داد.( پیدایش 3 : 15 ) دیدیم که مسیح در ابتدای خلقت با خدا بود.در خدا بود.( یوحنا 1:1-2 ) در سفر دوم انسان گناهکار را دیدیم که با وجدان خود نه با شریعت سعی مینمود تا خدا را خشنود سازد.انسانهایی متعدد را با هم خواندیم(خنوخ-نوح-ابراهیم-...) در این سفر بود که ایمان ابراهیم را با هم دیدیم.در عمل ابراهیم که هنوز شریعت را نداشت اطاعت او از خدا را دیدیم.در این اطاعت بود که خدا بار دیگر وعدۀ آمدن عیسای مسیح را در فرمان قربانی کردن اسحاق می بینیم.( پیدایش 22 : 16-18 ) وعدۀ برکت خدا توسط نسل ابراهیم همان برکت با ایمان آوردن به عیسای مسیح و برکات آسمانی خدا را دریافت کردن بود.( اعمال 3 : 25-26 ) سپس در سفر سوم با هم خواندیم که خدا به انسان شریعت و قانون را داد.نه به این دلیل که طرح های الهی خدا ته می گرفت! و او به فکر دیگری میافتاد!نه! عمق گناه انسان در قلب و روح او بیشتر و بیشتر می شد.و خدا قانون را برای انسان گناهکار قرار داد تا با اطاعت و انجام کامل آن بسوی نیکی رفته و در آن زندگی کرده و قدوس شود.مانند خدایش که قدوس است.اما متاسفانه با هم ملاحظه نمودیم که گناه انسان به قوانین و شریعت نیز راه یافت.انسان گناهکار از شریعت نه برای رهایی بلکه ریا و تظاهر استفاده نمود.قوانین را دنبال میکرد ،اما قلب و روح او هنوز آلوده بود.( اول سموئیل 15 : 22-23 ) پس خدا به انسان توسط انبیاء فراوان وعدۀ روزی را داد که انسانها او را با دلی تازه و روحی تازه پرستش مینمایند.روزی خواهد آمد که خداوند خدا قلب سنگی و جامد و خشک را انسان گرفته و به او قلبی تازه و گوشتی و جاندار خواهد داد.بر این دل و قلب تازه است که خداوند خدا قوانین و شریعت را می نویسد.تا انسان قلبا آن را اطاعت نماید نه ظاهرا.هدف و نظر خدا برای دادن این قلب تازه و دل تازه ایمان به عیسای مسیح بود.تنها با ایمان به او انسان گناهکار قادر به این تبدیل و تغییر ابدی می بود.( مزمور 51 : 16 و اشعیاء 49: 16-17 و ارمیاء نبی 31 : 31- 33 و حزقیال 11 : 19-20 و 36 : 25-27 )
در سفر پنجم ما شرح حال و روزگار اسرائیل را دیدیم.مردم و قوم برگزیدۀ خدا.فرزندان ابراهیم.فرزندان وعده.که اکنون گویی حقیقتا مانند ستارگان آسمان کثیر شده بودند.با این کار خواستیم تا قلب منتظران را ببینیم.سرزمین وعده را و قومی که از میان آنان نجات دهنده باید به دنیا می آمد.( " زیرا از رحمت و دلسوزی خدای ما است که خورشید صبحگاهی از آسمان بر ما طلوع خواهد کرد تا بر کسانی که در تاریکی و در سایۀ مرگ به سر می برند بتابد." ( لوقا 1 : 78-79 ))
اکنون در سفر آخر هستیم.اما قبل از اینکه با ما همراه شده و به این سفر آخر پا بگذارید،مطلبی را قصد داریم تا با شما در میان بگذاریم.و آن این است که :پایان این سفر آغاز سفر شماست.شما با ما نیامدید که آمده باشید و مناظر را خیره شده و با پایان این سفر گویی همه چیز به پایان رسیده باشد.خیر!شما با ما آمدید تا بهای رسیدن امروز خود را به این ایستگاه بدانید. بدانید که تولد عیسای مسیح تنها تولد ناگهانی و شبانۀ یک اندیشه نبود.تنها یک تقدیر الهی نبود!تنها یک پیشگویی نبود!تولد عیسای مسیح طرح کامل رهایی و بازگشت انسان دور افتاده از منزل ابدی به حضور قدوس الهی بود.تولد عیسای مسیح دلیل ادامۀ هستی بود.اگر نه خالق هستی پس از گناه و وارد شدن پلیدی به ذات هستی دلیلی نداشت تا دست ساخت خود را همچنان داشته باشد.دست ساختی که تصمیم به نااطاعتی گرفت،به قانون شکنی؛پس برای این سفر آخر آماده باشید.هراس به دل راه ندهید.شما به دنبال ما نمی آیید.جلودار این سفر من و ما نیستیم.راهنمای این سفر نوشتۀ من و موعظۀ او نیست!جلودار این سفر خود عیسای مسیح نجات دهنده و راهنمای این سفر خود کتابمقدس است.
لطفا خود را برای آخرین سفر آماده سازید.آخرین سفری که امید است تا شما را آماده سازد که سفر انفرادی خود را آغاز نموده و امید است که آن را تا به آخر رفته و آن را به پایان رسانید.دیگران رساندند.و تاج افتخار را دریافت نمودند.امید ما نیز چیزی کم تر از این نمیتواند باشد.
رد پای آمدن عیسای مسیح در طول کتابمقدس
بیش از صدها پیشگویی در بارۀ تولد عیسای مسیح ،آمدن او،زندگی و کار او بر روی زمین،دلیل آن،تعالیم او،و تمامی رویدادهای زندگی او در سراسر کتابمقدس ثبت گشته است.ما تنها تعدادی اندک را بازگو میکنیم.
1- موسی آمدن او را میگوید:
" یهوه خدایت نبی ای را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید ،او را بشنوید."
( کتاب تثنیه 18 : 15 )
موسی در آخرین گفته های خود به قوم اسرائیل میگوید که بعد از او خدا از میان برادران او ( قوم اسرائیل ) نبی ای را برای آنها می فرستد.
2- اشعیاء نبی نام او را می گوید:
" بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد اینک باکره حامله شده پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند." ( اشعیاء نبی 7 : 14 )
و همچنین کمی بیشتر در بارۀ شخصیت او:
" زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد."
اشعیاء حتی خو و طبیعت او را نیز بیان می کند:
" ترقی و سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید." ( اشعیاء نبی 9 : 2 و 6 -7 )
3- میکاه نبی محل تولد او را میگوید:
" و تو ای بیت لحم افراته اگر چه در هزاره های یهودا کوچک هستی از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوع های او از قدیم و از ایام ازل بوده است." ( میکاء 5 : 2 )
نویسندگان انجیل و خبر تولد عیسای مسیح
نویسندگان انجیل هر کدام به نوع خود و بنابه ماموریتی که برای خوانندگان خود داشتند،از تولد مسیح نوشته اند.ما برای بررسی دقیق پیرامون تولد عیسای مسیح از انجیل متی و لوقا بهره میگیریم.ما در این سفر از هر دو نویسنده برای درک عمیق تر اسرار الهی پیرامون این تولد سخن خواهیم گفت.
الف- ابتدا خبر تولد عیسای مسیح به مریم داده می شود:
" در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری به نام ناصره که در استان جلیل واقع است به نزد دختری که در عقد مردی بنام یوسف –از خاندان داود- بود فرستاده شد.نام این دختر مریم بود.فرشته وارد شد و به او گفت:" سلام،ای کسی که مورد لطف هستی،خداوند با تو است." اما مریم از آنچه فرشته گفت بسیار مضطرب شد و ندانست که معنی این سلام چیست. فرشته به او گفت:" ای مریم،نترس زیرا خداوند به تو لطف فرموده است.تو آبستن خواهی شد و پسری خواهی زائید و نام او را عیسی خواهی گذارد.او بزرگ خواهد بود و به پسر خدای متعال ملقب خواهد شد،خداوند ،خدا تخت پادشاهی جدش داود را به او عطا خواهد فرمود.او تا به ابد بر خاندان یعقوب فرمانروایی خواهد کرد و پادشاهی او هرگز پایانی نخواهد داشت." مریم به فرشته گفت:این چگونه ممکن است؟من با هیچ مردی رابطه نداشته ام." فرشته به او پاسخ داد:" روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند و به این سبب آن نوزاد مقدس،پسر خدا نامیده خواهد شد."
( از انجیل به قلم لوقا 1 : 26- 35 )
ب- سپس این خبر به یوسف نامزد مریم داده می شود:
" تولد عیسی مسیح چنین بود:" مریم مادر او که به عقد یوسف در آمده بود قبل از آنکه به خانۀ شوهر برود توسط روح القدس آبستن شد.یوسف که مرد نیکوکاری بود و نمی خواست مریم را در پیش مردم رسوا کند تصمیم گرفت مخفیانه از او جدا شود.یوسف هنوز در این فکر بود که فرشتۀ خداوند در خواب به او ظاهر شد و گفت:" ای یوسف پسر داود،از بردن مریم به خانۀ خود نترس.زیرا آنچه در رحم او است از روح القدس است.او پسری به دنیا خواهد آورد و تو او را عیسی خواهی نامید زیرا او قوم خود را از گناهانشان رهایی خواهد داد."
( انجیل به قلم متی فصل 1 ایات 18-21)
پ- و افرادی که اسرائیلی نبودند.اما آمدند تا نجات دهنده را ببینند.
" عیسی در ایام زمامداری هیرودیس پادشاه در بیت لحم یهودیه تولد یافت.پس از تولد او مجوسیانی از مشرق زمین به اورشلیم آمده ،پرسیدند :" پادشاه نوزاد یهودیان کجاست؟ ما طلوع ستارۀ او را دیده و برای پرستش او آمده ایم....آنان ...وقتی ستاره را دیدند بی نهایت خوشحال شدند.پس به آن خانه وارد شدند و کودک را با مادرش دیده و به روی در افتاده او را پرستش کردند.آنگاه صندوقهای خود را باز کردند و هدایایی شامل طلا و کُندر و مُر به او تقدیم نمودند."
( از انجیل به قلم متی 2 : 1- 11 )
در خصوص حضور مجوسیان تفاسیر و نوشتجات فراوانی نهفته است.آنها که بودند؟از کجا آمدند؟چرا آمدند؟از کجا تولد مسیح را می دانستند؟
دکتر محسن عرفانی فارغ التحصیل شده از دانشگاه الهیات مسیحی لوئیزیانا مینویسد که :"عبارت " مجوسیان " از " مجایی " یا " تردستان " گرفته شده است،آنان مفسران و کاردانان دربار پادشاهی بزرگ ایران بودند.آنان بی نهایت دارای قدرت بوده و قادر بودند که پادشاه را انتخاب و یا عزل نمایند.آنان در تمام دورۀ سلطنت پادشاهی پس از کوروش بزرگ در ایران قدرت داشتند. اسرائیل ابتدا توسط حکومت آشور سقوط نمود و به اسارت برده شد.سپس پادشاهی بابل ،آشور را شکست داد .آنها نیز اسرائیلی ها را به اسارت خود در آورده و به سرزمین خود بردند.( شمال عراق امروزی و بخشی از شرق ایران امروزی ) اینبار از جمله به اسارت رفته گان اسرائیلی دانیال بود.دانیال که روح خدا در او بود و برگزیدۀ خدا برای اجرا طرح الهی، توسط همین دستهای خدا به حکومت و دربار فارس راه یافت ( داریوش پادشاه ) و بعنوان وزیر دربار برگزیده شد.در زمان نخست وزیری دانیال در ایران مجوسیان نیز حضور داشتند.آنها از این انتخاب پادشاه خوشحال نبودند ،پس بنای کشتن دانیال را گرفتند.او را به چاه شیران انداختند ؛اما دانیال زنده ماند.این دانیال بود که از آمدن پادشاه یهود با مجوسیان سخن گفته بود." و سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شده تا جمیع قومها و امتها و زبانها او را خدمت نمایند.سلطنت او سلطنت جاودانی و بی زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد." (دانیال 7 : 14 )
بنابراین در یک جمع بندی ساده ما در تولد عیسای مسیح شخصیت هایی بسیار می بینیم.اکنون توجه شما را به تعداد برجسته ای از آنان جلب می کنیم:
1- نوزاد
2- جبرائیل
3- مریم
4- یوسف
5-چوپانان
6- مجوسیان
7- هیرودیس
8- مردم اورشلیم
9- سران و کاهنان یهود
1- نوزاد
او همان عیسای مسیح بود که از ابتدا بود.از زمان آفرینش.نجات دهنده.او که نه از نطفۀ گناه آلود انسان بلکه از روح خود خدا ،روح القدس پا به دنیا گذاشت.او در واقع تمام دلیل این وقایع بود.او انگیزۀ تمامی ماجرا بود.تمامی وقایع به دور تولد او می چرخید و او در مرکز آن می درخشید.اگر نوزاد را از مرکز برداریم آنچه باقی میماند تنها یک افسانه است! داستانکی به دور آتش!!
2- جبرائیل
او تنها آورندۀ پیام آمدن و نشستن روح خدا در رحم مریم بود.یک فرشته.عظمت و بزرگی او تنها در آوردن پیغام آمدن خدا بر روی زمین بود. حضور او تنها به عظمت این تولد یاری می رساند و نور و جلال خدا را بر روی زمین توسط تولد نوزاد افزون می ساخت.
تولد مسیح برای او شادمانی و پرستش قدوسیت خدا در آسمانها و قلب آدمی بود.
3- مریم
مادر نوزاد.دختری باکره.نیکوکار.از نسل داود.منتظر رهایی قوم و آمدن نجات دهنده.هراسان از خبر این بارداری از روح القدس.اما آن را با ایمان پذیرفت.این رحم جسمانی مریم بود که باید خدا را در خود جای می داد و برای نه ماه آن را با خود می کشید.شخصیت خود مریم و نقش او در این تولد به آن اندازه نیست که او را مورد پرستش قرار دهیم!( برخلاف شاخه هایی در مسیحیت) خداوند می توانست هزاران دختر باکرۀ دیگر را برای آمدن بر روی زمین برگزیند.
تولد مسیح برای او کار عظیم خدا همراه با سوال بود.
4- یوسف
شوهر مریم.مردی نیکوکار.از نسل داود.پایبند به شریعت یهود.نجار.هراسان از خبر بارداری مریم.تایید آن از طرف جبرائیل .پذیرفتن آن.
تولد مسیح برای او یک معما بود.
5- چوپانان
افرادی بی منصب و به دور از ارج و قرب.دور افتاده و تحقیر شده در نگاه مردم.آنها در میان قوم اسرائیل از اولین افرادی بودند که خبر تولد عیسای مسیح را از جبرائیل شنیدند.در ضمن از اولین افرادی بودند که مشتاقانه برای دیدن " نجات دهنده ای در شهر داود " که برای آنها بدنیا آمده بود به آنجا رفتند.آنها مشتاقان نجات بودند.منتظران رهایی.همچنین آنها از اولین بشارت دهندگان خبر تولد نجات دهنده در سرزمین اطراف خود بودند.
تولد مسیح برای آنان آمدن نجات دهنده و زمان رستگاری و آرامش الهی بود.
6- مجوسیان
درباریان و مذهبیون پادشاهی فارس.آنها تولد پادشاه بزرگ اسرائیل و نجات دهنده را با هدایت روح خدا دریافته و برای پرستش او از مشرق زمین به بیت لحم در یهودیه آمدند.آنها نه تنها با خود طلا برای عظمت و پادشاهی مسیح بر روی زمین آورده بودند ،همچنین آنها با آوردن کُندر و مُر با خود ،مرگ و دفن شدن مسیح را در آینده بیان نموده بودند.آنها نه تنها پادشاهی زمینی او را بر قلبها تایید کردند بلکه پادشاهی آسمانی او و زیستن ابدی او و کار او را بر صلیب نیز.
تولد مسیح برای آنان ثابت شدن وفاداری خدا به وعده های خود بود.
7- هیرودیس
او پادشاه وقت یهودیه بود.خونخواری او زبانزد تاریخ است.خبر تولد پادشاه یهود توسط مجوسیان ،هراسی عظیم در او ایجاد کرد.پادشاهی خود را در خطر دید.اخطار روم ( امپراطور سزار ) به او یعنی از دست دادن حکومت و یا شاید سر خود.پس دستور قتل عام نوزادان را برای کشتن عیسای نوزاد صادر نمود.
تولد مسیح برای او خطر پایان حکومت بود.
8- مردم اورشلیم
در اسارت و قید و بند روم بودند.قیام ها و شورش های سیاسی و مذهبی آنان بی نتیجه مانده بود.درد و رنج عمیقی در وجود خود داشتند.در انتظار " ماشیح " یعنی مسیح " مسح شده " برگزیده ،روز و شب در دعا و گریه و ناله بودند.آمدن او را پایان این اسارت می دانستند.اما از خبر تولد مسیح موعود ،استقبال ننمودند.
تولد مسیح برای آنان با اضطراب و هراس همراه شد نه با شادی .
9- سران و کاهنان یهود
آنان شریعت و قوانین و تمامی پیشگویی ها را در بارۀ تولد مسیح می دانستند.اما افراد زیادی بعنوان مسیح تا آنزمان خود را معرفی نموده بودند.آیا آنچه مجوسیان در بارۀ تولد مسیح می گفتند حقیقت داشت یا نه؟آنها خبر تولد مسیح را نتوانستند بپذیرند زیرا عمیقا در قوانین و شریعت مستحیل شده بودند.گوش ها و افکار آنان بسته شده بود.از اینرو خبر تولد نجات دهنده زا شنیده اما قلب سنگین آنان ،آن را نپذیرفت.
تولد مسیح با افکار آنان سازگار اما با قلب و روح سنگی آنان ناسازگار بود.
در خاتمه
شما خود را در کدامیک از این شخصیتهای برجستۀ تولد مسیح می دانید؟ناباور؟متحیر؟ مشتاق؟ مضطرب؟ هراسان؟دل سخت؟
اما ابتدا از خودتان بپرسید که چرا عیسای مسیح باید بدنیا می آمد؟چرا نام او عجیب، تعالیم او عجیب ،زندگی او عجیب ،مرگ او و قیام او عجیب بود؟
شمعون پیر در گفتگوی خود با مریم ،با هدایت روح مقدس خدا گویی به ما یاری می رساند:
" این کودک برای سقوط و یا سرافرازی بسیاری در اسرائیل تعیین شده است و آیتی است که در رد کردن او افکار پنهانی عدۀ کثیری آشکار خواهد شد و در دل تو نیز خنجری فرو خواهد رفت."( لوقا 2 : 34-35 )
این سقوط و سرافرازی تنها برای قوم اسرائیل تمام نشد.آن برای دنیا تعیین گشته بود.برای تمامی ساکنین هستی.همچنان که خود این نوزاد زمانی قبل از کامل کردن دلیل و طرح الهی تولد خود سالها بعد در سن سی سالگی فرمود:" زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود." ( یوحنا 3 : 16 )
در این روز تولد مسیح،او را از آن خود کنید.قلبا نامش را بخوانید.او را به جان و روح خود دعوت کنید.با زبان اعتراف نمایید و در قلب خود بگویید:" من گناهکارم.من قادر نبودم و نیستم که از گناهانم پاک شوم.لعنت گناه بر من بود.تو ای عیسای مسیح بدنیا آمدی تا برای گناهان من بر بالای صلیب قربانی شوی!جان عزیزت را برای من دادی!تو را میطلبم!تو را به قلب خود دعوت می کنم.تو که از مردگان قیام فرمودی و حیات جاودان را برای من به ارمغان آوردی.از آن من شو!و من از آن تو!"
دوست عزیز!
با همین دعای ساده ،ما با تایید کتابمقدس مژده می دهیم که تو حیات جاودان را دریافت نموده ای.کتابمقدس را مستمرانه بخوان.در دعا بمان.به کلیسایی که نام مسیح و انجیل او را بشارت می دهد بپیوند.
ما شما را تا شش سفر آوردیم ، این با شماست که این سفر را تا به بی نهایت ادامه دهید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر