۱۳۹۳ مهر ۲, چهارشنبه

برای روز شکرگزاری Vb Sha همواره شکرگزار! " پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید." ( افسسیان 5: 20) صحبت کردن در بارۀ شکرگزاری در فرهنگ فارسی زبان ما کمی غیرعادی بنظر میرسد! از آنجایی که تا یادمان میاید این جمله را از دهان پدران و مادران خود شنیده‏ایم که:" خدایا شکرت!" آیا یک عادت بوده است؟ یک سنت؟ یک تکرار؟ زیرا بنظر میرسد اگر پدران و مادران ما از اساس و پایۀ این شکرگزاری کاملا آگاه بودند که از چه چیزی شکرگزاری میکنند؟ چرا شکرگزاری میکنند؟ از چه کسی شکرگزاری میکنند؟ آن وقت باید ثمرات بیدریغ و بیشمار این اخلاق برجسته و فیض الهی خدا به انسان و دانش غنی روحانی در تمامی رفتار و زندگی آنان خود را به روشنی نشان میداد؛ نه اینکه بگویم نشان نداده است؛ اما با یعقوب هم زبان میشوم و این را از شما میپرسم، آیا مگر میتوان از یک چشمه هم آب تلخ برداشت و هم آب شیرین؟ آیا میتوان از یک درخت هم میوۀ خوب و رسیده برداشت و هم میوۀ تلخ و بی مزه؟ آیا میتواند زبانی شکرگزار باشد و همان زبان کینه و نفرت و لعنت را از خودش بیرون بیاورد؟( یعقوب 3: 9-12) اگر زبانی شکرگزار باشد و اگر بداند چرا و به چه دلیل و به چه کس و چگونه شکرگزار است، دیگر نباید از نان فردا شب گریان باشد؛ از غذای امروز نالان باشد، از هوای ابری دلگیر شود، از باران غرغر کند و از همسایۀ خودش تنفر داشته باشد، از فلان چیز بنالد و از فلان چیز خرده بگیرد، به این غر بزند و از کمبود آن چیز صدایش در آید! شما میدانید من چه میگویم: یک قلب شکرگزار هرگز یک زبان غیر شکرگزار را بار نمیاورد. زیرا قلب شکرگزار در هر شرایط و در هر موقعیت و در هر وضعیتی شکرگزار است. من و شما چه؟ پولس رسول به یک راز الهی زیستن در مسیح پی برد. و خدا را شکر که او این راز را با ما در میان گذاشت! این راز الهی اساس حیات روحانی هر شخص مسیحی از هر رنگ و نژاد و جنسیت میباشد. او چنین آن را بیان میکند:" پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه‏ایست؛ چیزهای کهنه در گذشت اینک همه چیز تازه شده است."( دوم قرنتیان 5: 17) دوستان عزیز این تازگی باید در تمامی افکار روزانه و کوتاه مدت و دراز مدت و در تمام عمر زمینی ما موثق باشد. زیرا این تازگی یک فیض عطا شده به ماست، زیرا از آن ما نیست، بلکه از آن مسیح میباشد و ما فقط در آن زندگی میکنیم؛ اگر مسیحی هستیم! این را عنوان کردم تا این را در خصوص اخلاق شکرگزاری مسیحی با شما سخن بگویم؛ که باید این افکار ما در مسیح تماما تازه و نوین گردد، تمامی طرز بیان شکرگزاری ما از آیین و دین و اخلاق گذشته باید عوض شود، زیرا من بر طبق سندیت باور پدران و نیاکانمان که از دین اسلام آمده‏اند یا از ادیان دیگر ایران زمین، کاملا قانع شده‏ام که ما هرگز نمیدانیم چرا شکرگزار بودیم و متاسفانه امروز چرا باید شکرگزار باشیم و اصولا از چه چیزی و از چه کسی باید شکرگزاری کنیم؟ تاریخچۀ شکرگزاری در کتابمقدس شکرگزاری در عهد عتیق آیا میدانستید که در شریعت یهود، هدیه‏ایی مخصوص شکرگزاری بوده است. شما آن را میتوانید در لاویان فصل 7 ایات 12 و 13 و 15 و فصل 22 آیۀ 29 مطالعه کنید. قوم اسرائیل به عنوان شکرگزاری که به زبان عبری لغت (Toda ) که همان شکرگزاری و قدردانی معنی میدهد هدیه‏ایی را به نزد کاهن آورده و آن را تقدیم میکردند. شما بارها و بارها در کتابمقدس از این هدیۀ شکرگزاری میخوانید. و جالب اینجاست که در بین مزامیر، تعدادی را داریم که به مزامیر شکرگزاری معروف هستند. مزامیر داستان نیستند، بلکه شعر. و شعر از دل شاعر بیرون آمده تا در دل شما بنشیند نه در مغز استدلالی من و شما! و وقتی ما به این مزامیر نگاه میکنیم نکات بسیار زیبایی را در خصوص شکرگزاری میخوانیم که تاکنون نخوانده بودیم. میخوانیم که افراد برای یهوه هدیه و قربانی شکرگزاری تقدیم میکنند، اما بنا به شرایط خاصی که در آن هستند. اگر خوب به این مزامیر: مزمور 69: 30 و مزمور 50: 14 و 23 و مزمور 116: 17 و 114: 7 و همچنین آیاتی در کتب عاموس4: 5 و یونس 2: 9، و البته تعداد فراوان دیگر درخواهید یافت که یا تمامی افراد در این ایات به دلیل سختی و مشکلاتی که در آن به سر میبردند از خدا طلب میکنند تا آنها را رهایی بخشد تا آنها شکرگزار او باشند یا اینکه خداوند به دلیل فیض و رحمت خود آنها را رهایی بخشیده و آنها شکرگزار او هستند. شکرگزاری در عهد جدید و وقتی وارد عهد جدید میشوید، اساس این شکرگزاری تماما دگرگون میگردد. قبلا انسان هدیه‏ایی به جهت قدردانی و شکرگزاری به معبد تقدیم میکرد، اکنون تمام قلب و وجود مسیحی شکرگزار گشته است. او از شوق آنچه بر او روی داده است، نه هدیه بلکه قصد میکند تا تمام خودش را تقدیم خداوند کند. تمام وجود خودش را مانند هدیه و بخوری خوشبو تقدیم خدای پدر کند، خود را مانند قربانی زنده تقدیم کند، زیرا برای او چیزی روی داده است که تمامی وجود و فکر او شکرگزار است. هر روز شکرگزار است. در هر شرایطی شکرگزار است. زیرا گویی میداند که چرا شکرگزار است و به چه کسی شکرگزار است و چگونه باید شکرگزار باشد. نگاه کنید به نامه های پولس رسول: در اول قرنتیان 1: 4 پولس به دلیل فیضی که خدا به ایمانداران عطا کرده است خدا را شکر میگوید. در دوم قرنتیان 4: 15 به دلیل افزون شدن این فیض بیکران خدا در ایمانداران او خدا را شکر میگوید. در دوم قرنتیان در آن برکاتی که خدا در زندگی ایمانداران مهیا ساخته و آنها را بر آن میدارد تا آنان نیز سخاوتمندانه ببخشند و هدیه بیاورند، خدا را شکر میکند. او در حقیقت این را منشاء شکرگزاری به خدا میداند. در اول تسالونیکی میخوانیم که آنقدر پولس رسول از برکات خدا و فیض خدا در زندگی ایمانی خودش سرشار گشته است که نمیداند چگونه و با چه زبانی باید خدا را شکرگزار باشد!( اول تسالونیکی 3: 9 ) در دوم تسالونیکی برای برگزیدگی و نجات برادران و خواهران ایماندار نزد خداوند شکرگزاری میکند.( دوم تسالونیکی 2: 13 ) نگاه کنید به رساله‏هایی که معروف به رساله‏های زندان هستند که پولس رسول آنها را زمانی نوشت که بخاطر انجیل مسیح در زندان اسیر بود: در افسسیان 5: 20 این را میخوانیم:" پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید." در فیلیپیان 1: 3 در تمام آن خاطرات و یادمانهای نیکو از ایمانداران آن شهر خدا را شکر میکند. در همین رساله از ایمانداران میخواهد که در هیچ اندیشه مکنند و در هر چیز با دعا و شکرگزاری نزد خدا دعا کنند. در کولسیان بخاطر ایمانداران خدای پدر و خداوند عیسای مسیح را شکرگزاری میکند. در ادامۀ همین رساله خدا را شکرگزاری میکند که از تاریکی و ظلمت رهانیده شده و در ملکوت آسمانی وارث مقدسین گشته است.( کولسیان 1: 12- 13 ) و نهایتا در همین رساله در آخرین سخنان خودش از ایمانداران میخواهد که پیوسته دعا کرده و شکرگزار باشند.( کولسیان 4: 2 ). جالب تر میشود وقتی در آخرین نامه‏های پولس رسول از زندان میخوانیم که او به شاگرد خود میگوید که از همۀ مردم شکرگزار باشد.( اول تیموتی 2: 1 ) و نهایتا در آخرین نامۀ خود یعنی نامۀ دوم تیموتائوس در همان آغاز نامه خدای یهوه را شکر میکند که بندگی او را میکند( دوم تیموتی 1: 3) جالب است بدانیم که وقتی به نوشتجات عهد جدید نگاه میکنیم و به لغت شکرگزاری دقت میکنیم میبینیم که از عبارت یونانی : " یوکرست " ( eucharisteo ) گرفته شده است. یعنی همان عبارتی که کلیسای اولیه به "شام خداوند" داده بود. این لغت همان لغتی است که در نسخۀ یونانی از عبارت بکار برده شده توسط عیسای خداوند وقتی در شام آخر پیالۀ شراب را نزد پدر بالا برده و پدر اسمانی خود را " شکر " گفت گرفته شده است. هم متی و هم مرقس و هم لوقا قید کرده اند که آن شب عیسای مسیح پیاله را گرفت و خدا را شکر کرد. زیرا این پیاله بود که سمبل خون او بود که برای کفارۀ گناهان بسیاری باید ریخته میشد. عیسای مسیح آن شب خدا را شکر گفت برای خون خود که برای این نجات عظیم الهی باید ریخته میشد و انسان گناهکار را از مرگ ابدی رهایی میبخشید. اکنون در می یابیم که چرا پولس رسول تا به این اندازه و تا به این حرارت شکرگزار بود. اکنون در می یابیم که چرا ما ایمانداران مسیح باید قلبا و با تمام وجود شکرگزار باشیم. اگر عیسای مسیح بخاطر خون خود که باید برای گناهان بسیاری ریخته میشد، خدا را شکر و سپاس کرد، او که باید میمرد؛ آن هم چنان مرگ رقت بار و اسفناکی؛ پس ما چقدر باید خدا را شکرگزار باشیم برای خون عیسای مسیح که برای گناهان بسیار ما ریخته شد و او که برای مرگ ما مرگ شد و برای نفرت ما نفرت شد و برای خشم خدا بر ما خشم خدا را بر خود گرفت و برای رهایی ما از اسارت و ترس مرگ دفن شد و نه تنها دفن شد بلکه روز سوم برای ثابت کردن قوت خداوندی خود، و اینکه او حقیقتا همان مسیحای موعود میباشد؛ چقدر ما باید شکرگزار باشیم؟ میتوانید میزان و مقداری به این رهایی و رستگاری عظیم خدا بدهیم؟ با چه زبانی میتوانیم شکرگزار این فیض عظیم خداوند و نجات دهندۀ خود باشیم؟ مزامیر داود و شباهت شکرگزاری داود و ما شاید بتوان گفت هیچکس مانند داود از محبت بیکران خدا در بخشش آمرزش گناهان خود شکرگزار نبود. بیاییم از داود یاد بگیریم؛ با علم بر اینکه، برای داود عیسای مسیح، خداوندِ داود هنوز مصلوب نشده بود، اما برای ما شده است. از میان مزامیر داود ما دو مزمور 51 و 32 را داریم. مزمور 51 معروف به مزمور توبه و مزمور 32 معروف به مزمور شکرگزاری و توبه میباشد. اما شاید تعجب کنید که دریابید که داود ابتدا مزمور 51 را سرود سپس مزمور 32. اما ما در ترتیب آنها ابتدا مزمور 32 را داریم سپس مزمور 51. قصد ما بیان ترتیب این مزامیر نیست، بلکه آنچه در این مزمور از داود برای ما بجای مانده است. وقتی داود با بتشبع همسر اوریاء فرماندۀ برجستۀ خود همبستر شد، و نقشۀ قتل اوریاء را ریخت، مدت زمانی گذشت تا داود به گناه کریه خود اعتراف کند. به احتمال زیاد اگر ناتان نبی داود را با گناه او روبرو نمیکرد ما نمیدانیم آیا داود هرگز آن را اعتراف میکرد یا نه؟ نمیدانیم. اما خدا را شکر میگوییم برای ناتان نبی که این شجاعت را در روح مقدس خدا دریافت کرد تا پیام خدای زنده را به این پادشاه گناهکار بیاورد. تمام زیبایی قلب داود در اینجاست که وقتی ناتان نبی گناه داود را به او گفت، داود حتی لحظه‏ایی آن را کتمان نکرد. آن را نپوشانید. از دست ناتان خشمگین نشد. فرار نکرد. آن را سرسری نگرفت. بلکه میخوانیم که بلافاصله اعتراف کرد که:" به خداوند گناه کرده‏ام."( دوم سموئیل 12: 13) و خداوند هر چند ثمرۀ گناه داود را در زندگی او هرگز برنداشت و داود برای گناهی که مرتکب شده بود جریمه‏ایی سنگین را پرداخت نمود، اما میخوانیم که خداوند گناهان او را آمرزید. و این برای داود، او که خدای دوران جوانی خودش، خدای دوران ترس و اضطراب و نگرانی خودش، خدای دوران دلگرمی و امید نجات خودش، خدای دوران قوت و قدرتمندی خودش را به یاد میاورد، میدانست که آمرزش گناهان یعنی چه؟ او میدانست یعنی چه که خدا گناهان او را آمرزیده است. ما نمیدانیم که داود مزمور 51 را درست چه وقت پس از اعتراف خود به گناهان خود سرود؛ اما آنچه در این مزمور سروده شده است، از دل اندوهبار و توبه کار داود سخن میگوید. شما را تشویق میکنم که این مزمور را به ترجمۀ قدیم انجیل فارسی برای خودتان بخوانید. سپس مزمور 32 را داریم. باز هم نمیدانیم که کی داود این مزمور را سرود و چند وقت پس از مزمور 51. اما وقتی به مزمور 32 که به مزمور شکرگزاری نیز معروف است رجوع میکنید، شما یادمان خاطرات تلخ داود را از گناه خود میخوانید. در همان ابتدای مزمور میخوانید:" خوشابحال کسی که عصیان او آمرزیده شده و گناه وی مستور گردید. خوشا بحال کسی که خداوند بوی جرمی در حساب نیاورد." دوست عزیز خواننده! ای ایماندار مسیحی! آیا عیسای مسیح گناهان ترا آمرزیده است؟ آیا میدانی عیسای مسیح برای تو چه کرده است؟ نگاه کن داود چه میگوید: خوشابحال آن کسی که عصیان و گناه او بخشیده شده و گناه او پوشیده شده است. خوشابحال آن کسی که گناه و جرمی به حساب او نوشته نشده باشد. همانطور که گفتم داود در اینجا هنوز عیسای مسیح، خداوند و نجات دهنده، عمانوئیل، خدا با ما، برای گناهان او نمرده است، و او اینگونه برای اینکه خداوند گناهان او را آمرزیده است، شکرگزار و شادمان است. غمهایش و دردهایش تسلی یافته است و برای ستایش چنین خدایی و شکرگزاری چنین خدایی میسراید، پس من و تو، که عیسای مسیح برای گناهان ما بر بالای صلیب مُرد، دفن شد، روز سوم قیام کرد و تمامی کتابمقدس بر او شهادت میدهند، چقدر باید شکرگزار خدای خود باشیم! عزیزان من! اگر چنین شکرگزاری در راس تمامی شکرگزاری ما باشد، اگر وقتی چشمان خودمان را صبح زود باز میکنیم، و از اینکه نام مسیح خداوند بر ماست و در خانوادۀ الهی او هستیم، شادمان باشیم و روز را برای این فیض عظیم با شکرگزاری آغاز کنیم، تمام ساعتهای شما با شکرگزاری و سپاس خدای زنده خواهد بود. میدانم زندگی سخت است و گاها فراموش میکنیم که زنده هستیم! اما قلب شکرگزار یک مسیحی هرگز نباید از تپش و هیجان نجات عظیم او توسط خون عیسای مسیح لحظه‏ا‏یی سرد شود! چنین یادآوری به ما یک زندگی شکرگزارانه میدهد. وقتی ما به نجات خود نزد خدا شکرگزار هستیم، قدر مسلم است که از نجات دیگران نیز نزد خدا شکرگزار خواهیم بود. و وقتی از نجات دیگران نزد خدا شکرگزار هستیم، قدر مسلم است که از تمامی هستی و زندگی خود که خدا به ما بخشیده است، شکرگزار هستیم. و وقتی از زندگی خود که هدیۀ خدا به ماست شکرگزار هستیم، قدر مسلم است که از زندگی دیگر برادر و خواهر عزیز مسیحی نیز نزد خدا شکرگزار هستیم. و وقتی از خواهر و برادر ایماندار خود نزد خدا شکرگزار هستیم، چشمان ما هرگز ضعف‏ها و خرده‏گیری‏ها، و کمبودهای آنان را نمیبینید. و وقتی چنین قلب شکرگزارانه ‏ایی داشته باشیم، از هر آنچه در زندگی مسیحی خود برای ما پیش میاید شکرگزار هستیم، از روزهای خوب و بد آن، اخبار تلخ و خوب آن، دردها و شادیهای آن، رنجها و رفاه آن، پیروزی و شکست آن، آزادی و زندان آن، توهین و افتخار آن نیز شکرگزار خواهیم بود. چرا؟ زیرا در همه چیز عیسای خداوند را میبینیم و یک فرمان را بیشتر در پیش روی خود نمی بینیم:" پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید."

برای روز شکرگزاری

Vb Sha

همواره شکرگزار!
" پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید." ( افسسیان 5: 20) 

صحبت کردن در بارۀ شکرگزاری در فرهنگ فارسی زبان ما کمی غیرعادی بنظر میرسد! از آنجایی که تا یادمان میاید این جمله را از دهان پدران و مادران خود شنیده‏ایم که:" خدایا شکرت!" آیا یک عادت بوده است؟ یک سنت؟ یک تکرار؟ زیرا بنظر میرسد اگر پدران و مادران ما از اساس و پایۀ این شکرگزاری کاملا آگاه بودند که از چه چیزی شکرگزاری میکنند؟ چرا شکرگزاری میکنند؟ از چه کسی شکرگزاری میکنند؟ آن وقت باید ثمرات بیدریغ و بیشمار این اخلاق برجسته و فیض الهی خدا به انسان و دانش غنی روحانی در تمامی رفتار و زندگی آنان خود را به روشنی نشان میداد؛ نه اینکه بگویم نشان نداده است؛ اما با یعقوب هم زبان میشوم و این را از شما میپرسم، آیا مگر میتوان از یک چشمه هم آب تلخ برداشت و هم آب شیرین؟ آیا میتوان از یک درخت هم میوۀ خوب و رسیده برداشت و هم میوۀ تلخ و بی مزه؟ آیا میتواند زبانی شکرگزار باشد و همان زبان کینه و نفرت و لعنت را از خودش بیرون بیاورد؟( یعقوب 3: 9-12)
 اگر زبانی شکرگزار باشد و اگر بداند چرا و به چه دلیل و به چه کس و چگونه شکرگزار است، دیگر نباید از نان فردا شب گریان باشد؛ از غذای امروز نالان باشد، از هوای ابری دلگیر شود، از باران غرغر کند و از همسایۀ خودش تنفر داشته باشد، از فلان چیز بنالد و از فلان چیز خرده بگیرد، به این غر بزند و از کمبود آن چیز صدایش در آید! شما میدانید من چه میگویم: یک قلب شکرگزار هرگز یک زبان غیر شکرگزار را بار نمیاورد. زیرا قلب شکرگزار در هر شرایط و در هر موقعیت و در هر وضعیتی شکرگزار است. من و شما چه؟ 
پولس رسول به یک راز الهی زیستن در مسیح پی برد. و خدا را شکر که او این راز را با ما در میان گذاشت! این راز الهی اساس حیات روحانی هر شخص مسیحی از هر رنگ و نژاد و جنسیت میباشد. او چنین آن را بیان میکند:" پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه‏ایست؛ چیزهای کهنه در گذشت اینک همه چیز تازه شده است."( دوم قرنتیان 5: 17) دوستان عزیز این تازگی باید در تمامی افکار روزانه و کوتاه مدت و دراز مدت و در تمام عمر زمینی ما موثق باشد. زیرا این تازگی یک فیض عطا شده به ماست، زیرا از آن ما نیست، بلکه از آن مسیح میباشد و ما فقط در آن زندگی میکنیم؛ اگر مسیحی هستیم! این را عنوان کردم تا این را در خصوص اخلاق شکرگزاری مسیحی با شما سخن بگویم؛ که باید این افکار ما در مسیح تماما تازه و نوین گردد، تمامی طرز بیان شکرگزاری ما از آیین و دین و اخلاق گذشته باید عوض شود، زیرا من بر طبق سندیت باور پدران و نیاکانمان که از دین اسلام آمده‏اند یا از ادیان دیگر ایران زمین، کاملا قانع شده‏ام که ما هرگز نمیدانیم چرا شکرگزار بودیم و متاسفانه امروز چرا باید شکرگزار باشیم و اصولا از چه چیزی و از چه کسی باید شکرگزاری کنیم؟

تاریخچۀ شکرگزاری در کتابمقدس

شکرگزاری در عهد عتیق
آیا میدانستید که در شریعت یهود، هدیه‏ایی مخصوص شکرگزاری بوده است. شما آن را میتوانید در لاویان فصل 7 ایات 12 و 13 و 15 و فصل 22 آیۀ 29 مطالعه کنید. قوم اسرائیل به عنوان شکرگزاری که به زبان عبری لغت (Toda ) که همان شکرگزاری و قدردانی معنی میدهد هدیه‏ایی را به نزد کاهن آورده و آن را تقدیم میکردند. شما بارها و بارها در کتابمقدس از این هدیۀ شکرگزاری میخوانید. و جالب اینجاست که در بین مزامیر، تعدادی را داریم که به مزامیر شکرگزاری معروف هستند. مزامیر داستان نیستند، بلکه شعر. و شعر از دل شاعر بیرون آمده تا در دل شما بنشیند نه در مغز استدلالی من و شما! و وقتی ما به این مزامیر نگاه میکنیم نکات بسیار زیبایی را در خصوص شکرگزاری میخوانیم که تاکنون نخوانده بودیم. میخوانیم که افراد برای یهوه هدیه و قربانی شکرگزاری تقدیم میکنند، اما بنا به شرایط خاصی که در آن هستند. اگر خوب به این مزامیر: مزمور 69: 30 و مزمور 50: 14 و 23 و مزمور 116: 17 و 114: 7 و همچنین آیاتی در کتب عاموس4: 5 و یونس 2: 9، و البته تعداد فراوان دیگر درخواهید یافت که یا تمامی افراد در این ایات به دلیل سختی و مشکلاتی که در آن به سر میبردند از خدا طلب میکنند تا آنها را رهایی بخشد تا آنها شکرگزار او باشند یا اینکه خداوند به دلیل فیض و رحمت خود آنها را رهایی بخشیده و آنها شکرگزار او هستند.

شکرگزاری در عهد جدید 
و وقتی وارد عهد جدید میشوید، اساس این شکرگزاری تماما دگرگون میگردد. قبلا انسان هدیه‏ایی به جهت قدردانی و شکرگزاری به معبد تقدیم میکرد، اکنون تمام قلب و وجود مسیحی شکرگزار گشته است. او از شوق آنچه بر او روی داده است، نه هدیه بلکه قصد میکند تا تمام خودش را تقدیم خداوند کند. تمام وجود خودش را مانند هدیه و بخوری خوشبو تقدیم خدای پدر کند، خود را مانند قربانی زنده تقدیم کند، زیرا برای او چیزی روی داده است که تمامی وجود و فکر او شکرگزار است. هر روز شکرگزار است. در هر شرایطی شکرگزار است. زیرا گویی میداند که چرا شکرگزار است و به چه کسی شکرگزار است و چگونه باید شکرگزار باشد. نگاه کنید به نامه های پولس رسول:
در اول قرنتیان 1: 4 پولس به دلیل فیضی که خدا به ایمانداران عطا کرده است خدا را شکر میگوید. در دوم قرنتیان 4: 15 به دلیل افزون شدن این فیض بیکران خدا در ایمانداران او خدا را شکر میگوید. در دوم قرنتیان در آن برکاتی که خدا در زندگی ایمانداران مهیا ساخته و آنها را بر آن میدارد تا آنان نیز سخاوتمندانه ببخشند و هدیه بیاورند، خدا را شکر میکند. او در حقیقت این را منشاء شکرگزاری به خدا میداند. در اول تسالونیکی میخوانیم که آنقدر پولس رسول از برکات خدا و فیض خدا در زندگی ایمانی خودش سرشار گشته است که نمیداند چگونه و با چه زبانی باید خدا را شکرگزار باشد!( اول تسالونیکی 3: 9 ) در دوم تسالونیکی برای برگزیدگی و نجات برادران و خواهران ایماندار نزد خداوند شکرگزاری میکند.( دوم تسالونیکی 2: 13 ) نگاه کنید به رساله‏هایی که معروف به رساله‏های زندان هستند که پولس رسول آنها را زمانی نوشت که بخاطر انجیل مسیح در زندان اسیر بود: در افسسیان 5: 20 این را میخوانیم:" پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید." در فیلیپیان 1: 3 در تمام آن خاطرات و یادمانهای نیکو از ایمانداران آن شهر خدا را شکر میکند. در همین رساله از ایمانداران میخواهد که در هیچ اندیشه مکنند و در هر چیز با دعا و شکرگزاری نزد خدا دعا کنند. در کولسیان بخاطر ایمانداران خدای پدر و خداوند عیسای مسیح را شکرگزاری میکند. در ادامۀ همین رساله خدا را شکرگزاری میکند که از تاریکی و ظلمت رهانیده شده و در ملکوت آسمانی وارث مقدسین گشته است.( کولسیان 1: 12- 13 ) و نهایتا در همین رساله در آخرین سخنان خودش از ایمانداران میخواهد که پیوسته دعا کرده و شکرگزار باشند.( کولسیان 4: 2 ). جالب تر میشود وقتی در آخرین نامه‏های پولس رسول از زندان میخوانیم که او به شاگرد خود میگوید که از همۀ مردم شکرگزار باشد.( اول تیموتی 2: 1 )  و نهایتا در آخرین نامۀ خود یعنی نامۀ دوم تیموتائوس در همان آغاز نامه خدای یهوه را شکر میکند که بندگی او را میکند( دوم تیموتی 1: 3) جالب است بدانیم که وقتی به نوشتجات عهد جدید نگاه میکنیم و به لغت شکرگزاری دقت میکنیم میبینیم که از عبارت یونانی : " یوکرست " ( eucharisteo ) گرفته شده است. یعنی همان عبارتی که کلیسای اولیه به "شام خداوند" داده بود. این لغت همان لغتی است که در نسخۀ یونانی از عبارت بکار برده شده توسط عیسای خداوند وقتی در شام آخر پیالۀ شراب را نزد پدر بالا برده و پدر اسمانی خود را " شکر " گفت گرفته شده است. هم متی و هم مرقس و هم لوقا قید کرده اند که آن شب عیسای مسیح پیاله را گرفت و خدا را شکر کرد. زیرا این پیاله بود که سمبل خون او بود که برای کفارۀ گناهان بسیاری باید ریخته میشد. عیسای مسیح آن شب خدا را شکر گفت برای خون خود که برای این نجات عظیم الهی باید ریخته میشد و انسان گناهکار را از مرگ ابدی رهایی میبخشید. اکنون در می یابیم که چرا پولس رسول تا به این اندازه و تا به این حرارت شکرگزار بود. اکنون در می یابیم که چرا ما ایمانداران مسیح باید قلبا و با تمام وجود شکرگزار باشیم. اگر عیسای مسیح بخاطر خون خود که باید برای گناهان بسیاری ریخته میشد، خدا را شکر و سپاس کرد، او که باید میمرد؛ آن هم چنان مرگ رقت بار و اسفناکی؛ پس ما چقدر باید خدا را شکرگزار باشیم برای خون عیسای مسیح که برای گناهان بسیار ما ریخته شد و او که برای مرگ ما مرگ شد و برای نفرت ما نفرت شد و برای خشم خدا بر ما خشم خدا را بر خود گرفت  و برای  رهایی ما از اسارت و ترس مرگ دفن شد و نه تنها دفن شد بلکه روز سوم برای ثابت کردن قوت خداوندی خود، و اینکه او حقیقتا همان مسیحای موعود میباشد؛ چقدر ما باید شکرگزار باشیم؟ میتوانید میزان و مقداری به این رهایی و رستگاری عظیم خدا بدهیم؟ با چه زبانی میتوانیم شکرگزار این فیض عظیم خداوند و نجات دهندۀ خود باشیم؟

مزامیر داود و شباهت شکرگزاری داود و ما
        شاید بتوان گفت هیچکس مانند داود از محبت بیکران خدا در بخشش آمرزش گناهان خود شکرگزار نبود. بیاییم از داود یاد بگیریم؛ با علم بر اینکه، برای داود عیسای مسیح، خداوندِ داود هنوز مصلوب نشده بود، اما برای ما شده است. از میان مزامیر داود ما دو مزمور 51 و 32 را داریم. مزمور 51 معروف به مزمور توبه و مزمور 32 معروف به مزمور شکرگزاری و توبه میباشد. اما شاید تعجب کنید که دریابید که داود ابتدا مزمور 51 را سرود سپس مزمور 32. اما ما در ترتیب آنها ابتدا مزمور 32 را داریم سپس مزمور 51. قصد ما بیان ترتیب این مزامیر نیست، بلکه آنچه در این مزمور از داود برای ما بجای مانده است. وقتی داود با بتشبع همسر اوریاء فرماندۀ برجستۀ خود همبستر شد، و نقشۀ قتل اوریاء را ریخت، مدت زمانی گذشت تا داود به گناه کریه خود اعتراف کند. به احتمال زیاد اگر ناتان نبی داود را با گناه او روبرو نمیکرد ما نمیدانیم آیا داود هرگز آن را اعتراف میکرد یا نه؟ نمیدانیم. اما خدا را شکر میگوییم برای ناتان نبی که این شجاعت را در روح مقدس خدا دریافت کرد تا پیام خدای زنده را به این پادشاه گناهکار بیاورد. تمام زیبایی قلب داود در اینجاست که وقتی ناتان نبی گناه داود را به او گفت، داود حتی لحظه‏ایی آن را کتمان نکرد. آن را نپوشانید. از دست ناتان خشمگین نشد. فرار نکرد. آن را سرسری نگرفت. بلکه میخوانیم که بلافاصله اعتراف کرد که:" به خداوند گناه کرده‏ام."( دوم سموئیل 12: 13) و خداوند هر چند ثمرۀ گناه داود را در زندگی او هرگز برنداشت و داود برای گناهی که مرتکب شده بود جریمه‏ایی سنگین را پرداخت نمود، اما میخوانیم که خداوند گناهان او را آمرزید. و این برای داود، او که خدای دوران جوانی خودش، خدای دوران ترس و اضطراب و نگرانی خودش، خدای دوران دلگرمی و امید نجات خودش، خدای دوران قوت و قدرتمندی خودش را به یاد میاورد، میدانست که آمرزش گناهان یعنی چه؟ او میدانست یعنی چه که خدا گناهان او را آمرزیده است.  ما نمیدانیم که داود مزمور 51 را درست چه وقت پس از اعتراف خود به گناهان خود سرود؛ اما آنچه در این مزمور سروده شده است، از دل اندوهبار و توبه کار داود سخن میگوید. شما را تشویق میکنم که این مزمور را به ترجمۀ قدیم انجیل فارسی برای خودتان بخوانید. سپس مزمور 32 را داریم. باز هم نمیدانیم که کی داود این مزمور را سرود و چند وقت پس از مزمور 51. اما وقتی به مزمور 32 که به مزمور شکرگزاری نیز معروف است رجوع میکنید، شما یادمان خاطرات تلخ داود را از گناه خود میخوانید. در همان ابتدای مزمور میخوانید:" خوشابحال کسی که عصیان او آمرزیده شده و گناه وی مستور گردید. خوشا بحال کسی که خداوند بوی جرمی در حساب نیاورد."

دوست عزیز خواننده! ای ایماندار مسیحی! آیا عیسای مسیح گناهان ترا آمرزیده است؟ آیا میدانی عیسای مسیح برای تو چه کرده است؟ نگاه کن داود چه میگوید: خوشابحال آن کسی که عصیان و گناه او بخشیده شده و گناه او پوشیده شده است. خوشابحال آن کسی که گناه و جرمی به حساب او نوشته نشده باشد. همانطور که گفتم داود در اینجا هنوز عیسای مسیح، خداوند و نجات دهنده، عمانوئیل، خدا با ما، برای گناهان او نمرده است، و او اینگونه برای اینکه خداوند گناهان او را آمرزیده است، شکرگزار و شادمان است. غمهایش و دردهایش تسلی یافته است و برای ستایش چنین خدایی و شکرگزاری چنین خدایی میسراید، پس من و تو، که عیسای مسیح برای گناهان ما بر بالای صلیب مُرد، دفن شد، روز سوم قیام کرد و تمامی کتابمقدس بر او شهادت میدهند، چقدر باید شکرگزار خدای خود باشیم!
عزیزان من! اگر چنین شکرگزاری در راس تمامی شکرگزاری ما باشد، اگر وقتی چشمان خودمان را صبح زود باز میکنیم، و از اینکه نام مسیح خداوند بر ماست و در خانوادۀ الهی او هستیم، شادمان باشیم و روز را برای این فیض عظیم با شکرگزاری آغاز کنیم، تمام ساعتهای شما با شکرگزاری و سپاس خدای زنده خواهد بود. میدانم زندگی سخت است و گاها فراموش میکنیم که زنده هستیم! اما قلب شکرگزار یک مسیحی هرگز نباید از تپش و هیجان نجات عظیم او توسط خون عیسای مسیح لحظه‏ا‏یی سرد شود! چنین یادآوری به ما یک زندگی شکرگزارانه میدهد. وقتی ما به نجات خود نزد خدا شکرگزار هستیم، قدر مسلم است که از نجات دیگران نیز نزد خدا شکرگزار خواهیم بود. و وقتی از نجات دیگران نزد خدا شکرگزار هستیم، قدر مسلم است که از تمامی هستی و زندگی خود که خدا به ما بخشیده است، شکرگزار هستیم. و وقتی از زندگی خود که هدیۀ خدا به ماست شکرگزار هستیم، قدر مسلم است که از زندگی دیگر برادر و خواهر عزیز مسیحی نیز نزد خدا شکرگزار هستیم. و وقتی از خواهر و برادر ایماندار خود نزد خدا شکرگزار هستیم، چشمان ما هرگز ضعف‏ها و خرده‏گیری‏ها، و کمبودهای آنان را نمیبینید. و وقتی چنین قلب شکرگزارانه ‏ایی داشته باشیم، از هر آنچه در زندگی مسیحی خود برای ما پیش میاید شکرگزار هستیم، از روزهای خوب و بد آن، اخبار تلخ و خوب آن، دردها و شادیهای آن، رنجها و رفاه آن، پیروزی و شکست آن، آزادی و زندان آن، توهین و افتخار آن نیز شکرگزار خواهیم بود. چرا؟ زیرا در همه چیز عیسای خداوند را میبینیم و یک فرمان را بیشتر در پیش روی خود نمی بینیم:" پیوسته به جهت هر چیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید."    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر