۱۳۹۳ آبان ۳, شنبه

لطف الهی



فیض و لطف الهی مفاهیم دیگری نیز از جمله بخشش، نجات،


 تجربۀ حیات، توبه ومحبت خدا رادر بر می‌گیرد. واژۀ عبری آن به 


معنای "وفاداری" و یا "محبت پابرجای"،محبوب به محبوبۀ خویش


 است. لطفی که محبوبه شایستگی دریافت آن را ندارد زیرا 


که همیشه علیه محبوب خود طغیان کرده است اما دلدار برای 


عشق و لطف خود دلایلی دارد که دلداده از آن بی‌خبرست.


 لطف الهیهمیشه فراتر از بایدهای اخلاقیو ضوابط مذهبی 


عمل کرده است (تثنیه ۷:‏۷ و ‏۸). در نوشته‌های انبیا قلب و روح


تازه، ثمرۀ لطف خداست (حزقیال ۳۶:‏۲۶ ؛ ارمیا ۳۱:‏۳۱-۳۴).


پاسخ طبیعی شخصی که از لطف الهی بهره‌مند می‌شود تجلی


 آن به دیگران است(تثنیه۱۶:‏۱۱-۲۴:‏۱۹). لطف و فیضی که تنها 


اهل خانۀ خدا را در بر نمی‌گیرد بلکه جهان‌شمول است. 


عیسای مسیح در مَثَل سامریِ نیکو به شاگردان خود آموخت که 


در نمایاندن لطف و فیض الهی حتی از چارچوب‌های اعتقادی


 خود خارج شوند و به آنانی که به اصطلاح در زمرۀ "بیگانگان" قلمداد 


می‌شوند رحمت و لطف نشان دهند.


تجلی لطف الهی در گفتار، پندار و کردار تحقق می‌یابد.


 اگر در گفتار، و یا حتی در پندار ادعای برخورداری از لطف الهی


 را داریم اما در عمل و کردار آن را نشان نمی‌دهیم، کلام خدا 


اصالت چنین لطفی را زیر سؤال می‌برد (اول یوحنا ۳:‏۱۷ و ‏۱۸).


ایمان، واکنش انسان به لطف الهی است


 (رومیان ۵:‏۲ و ۱۰:‏۹ ؛ افسسیان ۲:‏۸) که خود را با 


نشان دادن محبت به دیگران به اثبات می‌رساند (غلاطیان ۵:‏۶). 


تار و پود مذهب کتاب‌مقدس ریشه در لطف و بزرگواری خدا دارد


 و بدون آن در واقع انجیل و خبر خوشی وجود ندارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر